Reshared text: عاقا رف بجنورد؟ بیچاره اینا که تلوزیونشون فقط ایرانو می گیره. یاد اونوختی افتادم که اومد یزد و اونجاها دانشگا می رفتیم، می رفتی تو خیابون همه جا عکس و بنر و بیلبورد عاقا، تو همه شبکه های رادیو تلوزیونی عاقا، تو دانشگا عاقا! اصن بمباران اتمی رهبری شده بودیم. حموم دسشوری تنها مکان امن خونمون بود...
Reshared text: چرا انسان ها به توهم توطئه باور دارند؟
کتاب جدید تیموتی ملی، امپراطوری توطئه، به پدیده تئوری توطئه و محبوبیت اش میان مردم می پردازد. باورهای غریبی چون قلابی بودن فرود بر ماه، نگاهداری دولت ایالات متحده از موجودات فضایی و نسخه های جدید تری چون کار خودی بودن بمب گذاری های باستن یا حملات یازدهم سپتامبر هم محبوب هستند و هم عجیب. برای مدتی طولانی، روانشناسان حرف زیادی درباره این توهم توطئه نداشتند جز اینکه این جور تفکرات با تیپ شخصیتی متوهم (پارانوئید) مرتبط است. اما موضوع این است که چنین باورهایی، بیماری ذهنی یک اقلیت کوچک نیستند. در نظرسنجی ها دایما می شنویم که واقعیات عیان، نادیده گرفته می شود مثلا ۳۷ درصد امریکایی ها باور دارند که گرمایش زمین، حقه دانشمندان است و یا ۲۸ درصد شان معتقدند یک گروه مخفی همه دنیا را اداره می کند. اما ما در هیچ شرایطی این وفور پارانوئید را در جامعه نمی بینیم. پس چه چیزی باعث می شود مردم به چیزهای غریب باور داشته باشند؟
پژوهشگران برای یافتن ارتباط میان باور به توهم های توطئه، تلاش کرده اند که روندهایی کشف بکنند. آنها پیش بینی می کردند که باور به یکی از این توهم ها، شانس باور داشتن به باور دیگر را کاهش می دهد. ولی آنها نتایج عکس گرفتند. مثلا متوجه شدند در میان مردم، باور داشتن به اینکه اسامه بن لادن هنوز زنده است، با اینکه کل حمله به ابت آباد صحنه سازی بوده رابطه مثبتی داشته. این منطقی نیست چون اسامه نمی تواند هم زنده باشد هم مرده. آنها نتیجه گرفتند که افراد به جزییات یک باور توطئه آمیز دقت نمی کنند بلکه باورشان به چارچوب فکری است که بر این تفکر توطئه ای حکومت می کند. این چارچوب فکری، بی اعتمادی به اتوریته است. این افراد، دنیا را از خلال لنزی ایدئولوژیک می بینند که همه چیز را به شیوه ای دیگر تفسیر می کنند. مثلا وقتی در حادثه بمبگذاری باستن، ارزش طلا و دلار تغییر کرد، آنها به جای توجه به دلایل رایج تر، به این اعتقاد پیدا کردند که توطئه ای دولتی است تا نظارت ش را بر برنامه ها ورزشی هم افزایش بدهد.
نتیجه تحقیق دیگری، ارتباط میان توهم توطئه را با رد دانش نشان داد. افرادی که به تئوری های توطئه معتقد هستند، نتایج بدیهی علمی چون ارتباط سیگار با سرطان ریه را نمی پذیرند. اما این تنها ارتباط نیست، نتایج پژوهشی دیگر نشان داد که با باور داشتن به تئوری های توطئه، شانس فعالیت اجتماعی و حضور سیاسی را کم می کند. آنها نشان دادند که صرف شنیدن اینکه گرمایش زمین یک حقه ست باعث شد که شرکت کنندگان تمایل کمتری به مشارکت سیاسی داشته باشند نتایج این تحقیق از این جهت مهم هستند که نشان می دهند تئوری پردازان توطئه با بدبینی، زمینه انفعال سیاسی را فراهم می کنند و عرصه را برای تغییر دموکراتیک نامناسب می کنند تئوری پردازان توطئه به دنبال مسئولیت پذیر کردن رهبران سیاسی نیستند بلکه علاقه دارند علت اصلی هر چیزی را افشا بکنند و اثبات بکنند همه ش زیر سر یک سری آدم قدرتمند و بدکاره است.
کار پاپر، اشکال شیوه تفکر تئوری پردازان توطئه را ناآشنایی عمیق آنها با سازوکار غیر قابل پیش بینی دنیای واقعی می دانست که این افراد را از درک نقش مهم «پیش بینی ناپذیرها» در رخداد های اجتماعی یا طبیعی عاجز می کند. در حقیقت ، پاپر رفتاری را توصیف می کرد که امروز به عنوان یک خطای (بایاس) ذهنی شناخته می شود که به آن بایاس منسوب کردن بنیادی می گویند. این بایاس به این معنی است که افراد به جای اینکه بتوانند رخ داد یک رفتار را نتیجه شرایط محیط ببینند آن را عمدی تفسیر می کنند.
گروهی دیگر از مطالعات، میان باور به تئوری توطئه و احساس درماندگی رابطه ای یافتند. وقتی فرد احساس ناتوانی از تغییر دنیا می کند، توهم توطئه به او کمک می کند از آنچه نمی فهمد با توصیفاتی سر راست و ساده تر از آنچه واقعی است سر در بیاورد.
مسابقات ورزشی که مختص به یک ورزش خاص میباشند یا مسابقاتی که در رشتههای مختلف اما در جغرافیایی محدود (کشوری یا قارهای) برگزار میشوند، به خاطر محدودیتهایی که در ارائه اطلاعات دارند، نمیتوانند نموداری از ارتباط میزان سلامت جوامع با میزان موفقیتهای ورزشی ارائه دهند. ظاهرا میبایست که المپیک چنین نباشد چرا که در سطحی جهانی و در دهها رشته گوناگون برگزار میشود. اما آیا نتایج بهدست آمده از المپیک میتواند چنین نموداری را ارائه کند؟ آیا ارتباطی بین فلسفه جوهری و ماهوی ورزش ( سلامت و شادابی ) با موفقیت کشورها در کسب مدالها به چشم میخورد؟ آمریکا با اقتدار در صدر جدول نهایی مدالها قرار گرفت و از هماکنون شماری از کشورها از جمله بریتانیا خود را برای الگوبرداری از " مدل موفق آمریکایی" آماده میکنند. فعلا به این موضوع نمیپردازیم که آمریکا در بین کشورهای پیشرفته جهان از چه جایگاهی در سلامت و بهداشت عمومی برخوردار است و این فرهنگ "هر چه بیشتر و بیشتر به دست آوردن" چه تاثیری در این جایگاه داشته است. به جای آن نگاهی به مقلد جدید آن، بریتانیا میاندازیم که امسال در بین کشورهای اروپایی مقام اول مدالهای المپیک را به خود اختصاص داد.
برخلاف این جایگاه ممتاز که در مسابقات امسال کسب کرد، بریتانیا در زمینه سلامت عمومی یکی ا زبدترین جایگاهها را در بین کشورهای اروپایی دارد. مردم بریتانیا از چاقترین مردم قاره سبزهستند و یکی از بیشترین میزان مصرف دخانیات و الکل به مردم این جزیره تعلق دارد. چاقی و مصرف مشروب و سیگار از شاخصههای اصلی عدم سلامت هستند و در تضاد کامل با روح و جوهر ورزش قرار دارند.
در مقابل کشورهایی که در عرصه سلامت جایگاه ویژهای در بین کشورهای جهان دارند ( کشورهای اسکاندیناوی، سوئیس، کانادا) هیچکدام جزو ده کشور اول جدول مدالها نبودند. نمونهای دیگر که شاید برای ما ملموستر باشد، ایران است. در مسابقات امسلا ایران بهترین نتایج تاریخ المپیک خود را به دست آورد و از بسیاری از کشورهای نامدارجهان پیشی گرفت. صرف نظر از اینکه ایران هیچگاه از کارنامهای قابل دفاع در عرصه سلامت عمومی برخوردا نبوده، در چند سال اخیر کاهش بیشتری را در سطح استاندارد زندگی و توجه به سلامت جسمی و روحی شاهد بوده است. پس باید تردید داشت که آیا واقعا نتایج مسابقات المپیک معیاری معتبر برای رسیدن یا نزدیک شدن به آرمانهای ورزش هست.
الگویی که گویا تا کنون باعث موفقیتهای ورزشی شده و و قرار است از این پس بیشتر مورد توجه قرار گیرد، ترویج " رقابت و مقایسه " است، آن هم در پائینترین سطح سنین یادگیری، در مدارس. با تصمیم نخستوزیر بریتانیا، قرار است مدارس این کشور بیش از سابق به برگزاری مسابقات و نتایج برد وباخت آن توجه کنند. مسابقاتی که از همان دوران کودکی انسانها را به برنده ها و بازنده ها تقسیم میکند، البته نه با نسبتی برابر! با شمار اندک برندگان و لشکر انبوه بازندگان.
ترویج " تقلا برای چیزی شدن" آن هم با هر روش ممکن و در شرایطی که اصولا آن "چیزی شدن" نیاز و ضرورتی همگانی نیست و شماری هم به علت ضعفهایی مادرزاد و غیر قابل رفع، کلا برای آن "چیزی شدن" شانسی ندارند، پیامدهای وحشتناکی در پی خواهد داشت. این پیامدها معمولا با عناصری چون ولع، مقایسه، حسد و حقارت هم عجین میشود.
طرفه آنکه این ترویج رقابت در قالب یک نظام آموزشی صورت میگیرد، نظامی که سالهاست به این نتیجه رسیده که حتی در عرصه علمی و سنجش میزان یادگیری نیز، ترویج رقابت خطرناک است و به طرق مختلف سعی میشود عناصری چون امتحان، نمره، مردود شدن، محروم شدن، جریمهشدن و...را از نظامی آموزشی کنار بگذارند یا کمرنگ و کمرنگتر کنند.
ورزش تنها عرصهای نیست که ترویج رقابت و تلاش برای به دست آوردن بیشتر و بیشتر در آن فاجعهبار بوده است. در جهان کنونی که چندین میلیارد انسان در فقر نسبی به سر میبرند و قریب یک میلیارد هم در آستانه خط مرگ قرار دارند، کمبود مواد غذایی و سایر مایحتاج بشر، علیالقائده میبایست از معنی تهی میشد چرا که ثروت و سامان بشری امروزه شاید برای دوبرابر جمعیت کنونی نیز کافی باشد. اگر صد یا دویست سال پیش یکی از علل فقر و از منشا جنگها، عدم دسترسی کافی به منابع مورد نیاز جوامع بشری بود، اکنون دیگر این علت کاملا رفع شده. به لطف رشد تکنولوژی و دسترسی به اعماق معادن زمین و همچنین چند برابر شدن بازدهی محصولات کشاورزی، حتی شاید اکنون برای چهارده میلیارد انسان هم منابع کافی موجود باشد.
اما این تصویر سیاهی که اکنون از فقر جهانی میبینیم، در کنار تجمع ثروت در دست تنها چند میلیون میلیونر، حاصل ترویج همان "تقلا برای چیزی شدن" است که البته همیشه به همراه بسته ولع و مقایسه و حسرت و حقارت ارائه میشود.
این در حالی است که اکنون به لطف همان پیشرفت تکنولوژی، بشر دیگر حتی به منبع پروتئین حیوانی هم نیازی ندارد و منابع گیاهی این نیاز غذایی بشر چنان افزایش یافته که شاید اگر مکدونالد و کی اف سی و سایر غولهای فروش فراوردههای گوشتی اجازه دهند، جهان هر روز نیازی به قربانی کردن میلیونها مرغ و گاو و گوسفند هم نداشته باشد.
دیوید کامرون نخستوزیر بریتانیا در یکی از اظهاراتش پیرامون نتایج المپیک گفته بود که ما با شصت میلیون جمعیت از بسیاری از کشورها با چند صدمیلیون و حتی یک میلیارد جمعیت هم پیشی گرفتهایم. اشاره او به یک میلیارد جمعیت تنها شامل کشور هندوستان میشود که در المپیک لندن هیچ درخششی نداشت. اما هستند کسانی که معتقدند هندوستان از بسیاری از کشورهای مدعی، خدمات بیشتری به بشریت ارائه داده و همزمان کمتر زیان رسانده است: فرهنگ تساهل و مدارا را به جهان عرصه کرده است، به جای مشتزنی و شمشیربازی و تیراندازی، یوگا و مدیتیشن و پیلاتس را جهانی کرده است، مدل زندگی پاک گیاهخواری را ترویج کرده است و علیرغم هم مشکلات و کاستیها، یک میلیارد انسان را، هم سرپا نگه داشته و هم در حدی قابل توجه، حقوق اولیه و آزادیشان را تامین کرده است.
Reshared text: بحثم اصلا روی درست و غلط بودن کار گلشیفته فراهانی نیست. بحثم روی اینه که چرا جماعت عملهظلم انقدر با دیدن(؟) این حرکت جوش میارن؟ نه حتا اونها که مذهبیها هم اینطور هستند؟ روزی نیست که توی یک نقطه از دنیا یه فیلم پورنوگرافی درست نشه و یا حتا توی فیلمهای هالیوودی صحنههای اروتیک وجود داشته باشه ولی به فرض آیا شده کسی از اینان بخاطر آقا و خانوم اسمیت اینطوری بالا و پایین بپره؟ به نظر من همهی اینها به سه مسئله برمیگرده: یکی اینکه این خانوم ایرانی هستند و دوم اینکه زن هستند و سوم بستن دستبند سبز مهم نیست که تو تمام تحصیلات و عمرت رو توی غرب گذرونده باشی و کسی اسمت رو نشنیده باشه، به محض اینکه کاری رو بکنی که ارزش داشته باشه میای توی صدا و سیما و میشی جزوی از مفاخر علمی-فرهنگی-ورزشی... نمونهاش مجید سمیعی، انوشه انصاری، ارغوان رضایی (جالب اینجاست که ارغوان رضایی در تمام بازیهاش هیچکدوم از شئونات اسلامی رو رعایت نمیکنه و همیشه پاهاش بطور کامل معلوم هستند و موقع بازی تمام صداهایی که برای برادران تحریک کننده هست رو موقع تخلیه انرژی درمیاره ولی حیوون نیست) و خیلیهای دیگه که بیهیچ دلیلی و فقط بخاطر جبر محل تولد میشن ایرانی و باید این نشونه رو مثل داغ بردگی با خودشون حمل کنند... دومین نکته برمیگرده به زن بودن این خانوم... شما رو نمیدونم ولی من قشنگ یادمه که بعد از فاجعه تجاوز خمینی شهر گفتند که تقصیر زنها بوده..! مهم نیست که متجاوز رو توی ایران اعدام میکنند ولی تفکر همانی است که توی افغانستان طالبان حاکمه!(حتا توی افغانستان اگر تجاوزی رُخ بده زن سنگسار میشه چون گفته میشه تقصیر زن بوده) تقصیر زنه و تقصیر زنه... چندی پیش مطلبی کار شده بود که یه آقایی توی غرب کشور روی آلت تناسلیاش اسم دوست دخترش و عبارتی رو خالکوبی کرده و حالا دچار مشکل شده...کسی گفت که چرا این داره این حرکت قبیح رو میکنه؟ بهش لقب حیوون و فاحشه دادن؟ من فکر میکنم همهاش به مرد بودن ایشون برمیگرده...فقط بجای مرد یه زن رو قرار بدید و دوباره ماجرا رو تصور کنید...
آیا وقتی ندا جون میکند کسی انقدر غیرتی شد یا بهش هرلقبی که دلشون خواست دادن؟
سومین نکته. اینها ثابت کردند که از هیچ راهی و هیچ گزینهای برای پیروزی ابا ندارند و تمام زندگیشان را روی هدف وسیله را توجیه میکند میگذارند... به یاد بیاریم لکهدار کردن شهادت ندا را با داستانها و سناریوهای تمام نشدنی، پخش کردن عکس دختری به اسم اینکه این عکس دختر موسوی است و حتا همین حالا! چسباندن مصلا به سردار علایی... حمله به اصغر فرهادی و گلشیفته فراهانی هم از این دست است که اگر جای فرهادی، سلحشور رفته بود کیهان خواندنی میشد... گلشیفته هم اگر ولایتمدار بود ماجرایش مثل سردار رضایی میشد و تمام عالم و آدم سعی میکردند موضوع را کش ندهند...
Reshared text: آقای قالیباف سال 88 کلی زحمت کشید و نماد ۸ سال دفاع مقدس را کاملا نابود کرد و یک نماد مثلا گنبدی شکل که مشخص نیست نماد چی هست!؟؟ آن وسط ساخت!...! حالا که خرابش کردن مشخص شده که پایه و زیرساخت اصلیش ستاره داود بوده! آقای قالیباف بقیه گندهایی که زدی کی دربیاد خدا میدونه!
Reshared text: :: روایت یک شاهد عینی از ماجرای پرتاپ کفش به سوی احمدینژاد اول اینکه مردم نریختن نزدنش و دو سه نفر بودن که بدبخت رو در حد مرگ کتک زدن و بعد هم نیرو انتظامی اومد نجاتش داد! دوم اینکه خبر رو نصفه نوشتن ، وسطای سخنرانی یه عده از کارگرای نساجی که کارخونه شون تعطیل شده و حقوق معوقه شون رو هم ندادن یه پرچم بزرگ درآوردن که ما حقوق مون رو میخوایم و... و برنامه نیمه متشنج شد. سوم اینکه بعد از پرتاب کفش برنامه کلا به هم ریخت، اونقدر که مراسم ناهاری که قرار بود بعد از سخنرانی برگزار بشه کنسل شد! چهارم هم اینکه مردم و کارگرها علیه احمدی نژاد شعار داد نه له، محور شعارها هم وضعیت اقتصادی بوده از قرار! همه این ها رو پسر دایی 16 ساله که از طرف مدرسه زورکی رفته بودن مراسم و ناهار نخورده برگشت، تعریف کرد.
RESHARE: من نه با الجزیره نه با جای دیگه مصاحبهای نکردم ولی اگر داره از حرفهام در جایی هم نقل میکنه هنوز نفهمیدم کدوم حرفهام منظورشه و راجع به چی داره حرف میزنه! برداشتم اینه که داره به ماجرای چند ماه پیش مربوطه که به اسم اشخاصی در بیبیسی و سایر رسانههای خارج از کشور صفحات جعلی در فیسبوک ساخته شده بود و باهاش مردم رو اد میکردند ولی من یادم نمیاد کجا راجع به این موضوع چی گفته بودم که بخواد نقل کنه. شاید همینجا توی پلاس نوتی نوشته بودم ولی یادم نمیاد لینک هم که نداده. راجع به «وبلاگهای جعلی» که اصلا حدس هم نمیتونم بزنم کدوم ماجرا رو میگه
چند بار هم نوشته "وحيد أولاين" که یعنی اشتباه تایپی نیست ولی اسم من «وحید آنلاین»ه. اسم هم که ترجمه نمیشه ولی اگر ترجمه هم میشد ترجمه آنلاین به عربی میشه اونلاین نمیدونم چرا نوشته أولاين اگر منظورش منم
Reshared text: سایت شبکه الجزیره در بخشی از تحلیل خود درباره نقش شبکه های اجتماعی و تاثیر آن ها بر نتیجه انتخابات ،از قول ( +Vahid Online ) به عنوان یک فعال مجازی نوشت: خداع سياسي وفي فبراير/شباط 2013 أطلق خبراء الإنترنت من المعسكر المؤيد للنظام مدونات وصفحات على فيسبوك لصحفيين يعيشون بالخارج، ويعملون لقنوات إذاعية تلفزيونية باللغة الفارسية. ويشرح ناشط على صفحات الإنترنت معروف باسم "وحيد أولاين" ما حدث بالقول "يقوم مؤيدو النظام بإطلاق مواقع على فيسبوك ومدونات تبدو للوهلة الأولى لشخصيات معارضة، لكنهم يمررون عبرها دعاية سياسية مؤيدة للنظام". نیرنگ سیاسی در فوریه 2013فعالان ِفضای مجازی ِ طرفدار نظام ، وبلاگ ها و صفحاتی را به نام روزنامه نگاران خارج نشین که برای شبکه های فارسی زبان فعالیت میکنند، ایجاد کردند. فعال اینترنتی ِ معروف به نام " وحید آنلاین " در این باره می گوید: طرفداران ِ نظام اقدام به ساخت صفحاتی در فیسبوک و وبلاگها کرده اند که در وهله ی اول به نظر میرسد متعلق به اپوزیسیون هستند ولی درحقیقت آنها از طریق این صفحات سیاست های مورد نظر نظام را تبلیغ میکنند.
محمود احمدینژاد به طور تلویحی گفته است اختلاس سه هزار میلیارد تومانی به اسم دفتر علی خامنهای صورت گرفته و هدف اکبر هاشمی رفسنجانی «زدن» رهبری است.
آقای احمدینژاد این اظهارات را در همایش استانداران سراسر کشور که ۱۲ مهر ماه در تهران برگزار شد٬ بیان کرده است.
سایت «ابصارنیوز» یک ماه پس از برگزاری این همایش٬ روز جمعه (۱۳ آبان) اقدام به انتشار بخشهایی از سخنرانی منتشر نشده احمدینژاد کرده است.
مهمترین گزارهای این سخنرانی به این شرح است:
● اگر خدا از انسان راضی بود و بقیه ناراضی، انسان برنده است. همه عالم ناراضی باشند و دشنام دهند ولی اگر خدا راضی باشد انسان برنده است. طی کردن مسیر الهی این نیست که در رختخواب بخوابد و همه چیز بر وفق مراد باشد و همه تعریف و تمجید کنند.
● یک عالمی که انسان خوبی است نزد من آمده بود، میگفت: «چرا با همه درافتادی، خوب یک سری را برای خود نگه میداشتی، در این دوران خلافکار زیاد است تو چرا با همه درافتادی.»
● به ما میگویند انحرافی، از اول گفتیم که اینها را قبول نداریم و این شیوه مدیریتی را قبول نداریم و آمدهایم این شیوه مدیریت را عوض کنیم، پایش هم ایستادیم تا الان. تازه شما فهمیدی که با فلان آقا خط ما جداست؟
● من افتخار میکنم که امروز عدهای علیه من حرف میزنند. فکر میکنند ما ناراحت میشویم. من در دلم جشن است که به من فحش میدهند. خدایا شکرت که مشخص شد ما با اینها نیستیم.
● چهار سال است که هر چه افترا به من و نزدیکانم میزنند. اصلا ترسی ندارند از برخورد و پیگیری معلوم است که به آنها مصونیت دادهاند که آقا خیالت راحت باشد، برو هر چه میخواهی بگو.
● شش سال است که شمشیرها را آختهاند. حالا فکر کردهاند که فرصتی پیدا کردهاند، بابا طرفدار ولایت فقیه این است که با عملش ولایت را ببرد بالا، جیبها را پر کردند و شکمها را انباشتند از حرام.
● عدهای فکر کردند این مسیری که دولت میرود، برای آنها در دوره بعد چیزی در نمیآید. هرچه میبینند که راستای مسیر دولت به آنها نمیرسد. لذا گفتند: «باید دولت را بزنیم.»
● پایتان را که از ایران بیرون میگذارید همه محافظه کار میشوید و میروید در لانهها، کدامتان جرات دارید در سازمان ملل اینگونه علیه آمریکا صحبت کنید؟ آنهایی که به دنبال مال و منال و سهمیه و قاچاق و بورس و... هستند به دنبال سازش با آمریکا هستند نه ما.
● جرم آقای مشایی این است که آقایان فکر کردند که ایشان میخواهد کاندید شود، فقط همین. هیچ جرم دیگری ایشان ندارد؛ ولله پاکترین عضو دولت است. بنده ۲۵ سال است که ایشان را میشناسم. نماز شبش ترک نشده است.
● از شش سال پیش ولی ما گفتیم این سیستم بانکی غلط است و در داخلش سوءاستفاده است. اما به جای اینکه اختیارات بدهند، اختیارات ما را کاهش دادند، تا هیچ دخالتی در بانکها نداشته باشیم.
● آیا آقای مشایی مسئول تخلف در بانک صادرات است؟ شخص آقای جهرمی زنگ زده به رئیس شعبه گفته این وام را بدهید، چون از دفتر رئیس جمهور پیگیری میکنند. به دروغ منظورش دفتر جای دیگری بود. ولی گفته دفتر رئیس جمهور، چون که نمیتوانسته اسم آنجا را ببرد بیدینی و بیتقوایی اینقدر؟
● مسئولی نامه مینویسد برای من و از ابتدا تا انتها درباره جن و رمال و اینها حرف میزند. من گفتم همه این استدلالت به خودت میچسبد، ما که هیچ وقت درباره جن و رمال حرفی نزدیم و دنبالش هم نبودیم.
● یکی از مسئولین آمد پیش من و گفت من مطمئن هستم که تو طلسم شدهای. گفتم خوب من چگونه طلسم شدهام؟ گفت ما رفتیم و آدمی پیر کارهای جادو و طلسم است را آوردیم و گفته احمدینژاد طلسم شده. بهش گفتم خوب بگویید باطل کند. گفت این مطلب را گفتهاند ولی گفته نمیشود؛ چون طلسمش خیلی محکم است و ممکن است اگر چیزی بزنیم برگردد به خودمان و ما را بکشد.
● اگر یک ریال سوءاستفاده از آقای مشایی پیدا کرده بودند، آقای مشایی را اعدام میکردند. مینویسند آقای مشایی چون فامیل فلانی است، دفاع میکند.
● آن آقایی {هاشمی رفسنجانی} که از اول مقابل ما بود، ۱۰ بار از طریق پسرش پیغام داد که ما با تو کاری نداریم، تو چرا خودت را سپر قرار دادی و نمیگذاری ما آن بالایی را بزنیم؟ گفتم ما یک تار موی آن بالایی را با هزارن مثل شما عوض نمیکنیم. من با اعتقاد آمدهام.
● خدمت آقا هم عرض کردم: «ما هیچ ادعایی نداریم و اگر شما اجازه بفرمایید این مدت زمان باقی مانده را انجام وظیفه کنیم، وگرنه میرویم مینشینیم خانه و خودم با مردم صحبت میکنم و اجازه نمیدهم یک نفر اقدامی بکند.»
● من تنهای تنها هم بمانم این راه را خواهم رفت. این را بدانید، البته خدا را شکر تنهایی وجود ندارد. ولی مطمئن باشید اگر تک و تنها بمانم من یک کاغذ را که حق مملکت پایمال شود و ارزشها زیر سوال برود امضا نخواهم کرد.
● ما نیامدهایم که هرچه خواستند امضا کنند و یا برای خودمان کاری بکنیم، رهبری گفتند شما حرف نزنید، گفتیم چشم و خوشحالیم که حرف نمیزنیم.
● گفت یک میلیارد دلار دولت برده، الان خودت فهمیدی اینگونه نیست، کمیسیون اصل نود و قاضی فهمیده که نبرده، جرات نداری اعلام کنی و الان که نزدیک انتخابات است باز میگویی ۱۲ میلیارد. خوب است من هم بگویم الان تو کدام خانه نشستهای؟ بگم از پول... کجا خرج کردی؟
● آقایی که در زمان شهرداری به من چندین بار پیغام فرستاده که فلان برج را بده به پسر من و ما ندادیم؛ خوب الان علیه ما حرف میزند.
● عزیزان من، کار، کار، کار، ما از شما نمیخواهیم که بیایید از ما دفاع کنید، یا از آقای مشایی دفاع کنید. آقای مشایی خدایی دارد که از او دفاع خواهد کرد و من شک ندارم آنچنان دفاع خواهد کرد که در تاریخ ثبت بشود. چون که بعد از انقلاب به مظلومیت آقای مشایی نداشتیم، فقط شهید بهشتی بود.
● کسانی که عالمانه علیه دولت هستند عاقبت به خیر نخواهند شد و این تعصب دفاع از دولت نیست. چرا که دولت ضعف زیادی دارد و خود من از همه بیشتر ضعف دارم و به آن واقفم.
● جلسه میگذارند میگویند: «خوب رحیمی، مشایی، بقایی را زدیم و خیالمان راحت شد.» و به دنبال زدن تک تک شما و وزرا هستند. یک روز حاجی بابایی و یک روز حسینی و حال نوبت تک تک شما میرسد و در این دو سال خواهید دید.
Reshared text: نتیجه انتخابات هر چی بشه و تقلب هم بشه، من توقعی ندارم حسن روحانی راه بیفته بره دنبال رای من. من اگر رای بدم پسفردا پشیمون نمیشم که چرا رای دادم و برای دوستان تحریمی هزار دلیل بیارم. نیازی هم ندارم رایام رو پس بگیرم. چون رای چهارسال پیشم هم همونجاست که این میره.
Reshared text: با رفیق ژاپنیم داشتم گپ میزدم، دلم رو زدم به دریا پرسیدم تو هم با رفقا و همکارهای مردت راحتتری؟! گفت آره، زنا پیچیده هستن و با مردا راحتتر میشه ارتباط برقرار کرد و پشت سر آدم کمتر حرف میزنن.
ازش پرسیدم با زن های غیرژاپنی هم همین مشکل رو داری؟ برگشت گفت نه، اونا خیلی رک و راحت منظورشون رو میگن.
درسته که در فرهنگ غربی مردم خیلی رک تر هستند اما فکر میکنم این محدودیت های زبانی و مسلط نبودن به پیچیدگی های اون، آدم رو وادار میکنه تا ساده صحبت کنه و تاثیر خیلی عمیقی هم بر روی روابط اجتماعی آدم میذاره. به عبارت دیگه رذالت های اخلاقی در هر فرهنگی کم و بیش وجود داره منتها عدم تسلط کافی به زبان و فرهنگ یک کشور باعث میشه این مسئله خیلی در ذهن یک خارجی عیان نباشه.
یک چیز جالبی هم گفت و اون اینکه در ژاپن به خارجی ها خیلی راحت خونه اجاره نمیدن و بعضاً صاحبخونه اگر بفهمه خارجی توی خونه اش نشسته قرارداد رو به بهانه ای لغو میکنه:دی... ژاپن ترکیب قومیتی خیلی یکنواختی داره و 98.5 درصد از ساکنینش ژاپنی هستند. در انگلستان این رقم چیزی در حدود 84 درصد هست.
Reshared text: الان 350 اوین چه خبره. علی جمالی و علی ملیحی پرسپولیسی با حسن اسدی استقلالی. می دونم کرکری خوندن هاشون با تاج زاده و بقیه آبی ها همچنان برقراره. این چهارمین دربی هست که علی پشت میله های زندانه
اینکه یکی انقدر راحت گند بزنه به زندگی قابل دفاع نیست ولی این چیزیه که از این خبر به نظر میاد. این خبرها در راستای تبلیغات فرهنگ اسلامی نوشته میشه یکطوری که انگار داشتن به خوشی و خرمی زندگی میکردند که یهو یک مسابقه تلویزیونی در یک شبکه ماهوارهای خانواده رو از هم پاشوند ولی شاید اینطوری باشه که خانومه دیگه به اینجاش رسیده بوده و میخواد از شر شوهرش خلاص بشه.
با همچین مردی روانی که وقاحتش رو غیرت تبلیغ میکنند اصلا بعید نیست:
« شوهر اين زن كه 32 سال سن داشت در ادامه گفت: غيرت من اجازه نميدهد مهريه همسرم را پرداخت كنم كه او بتواند با پول آنها در مسابقه موسيقي يك شبكهي ماهوارهاي شركت كند، من به همسرم علاقمند هستم و نميخواهم او وارد منجلابي شود كه خودش از آن بيخبر است
وي افزود: همسرم صداي خوبي دارد اما من نميتوانم همانند ديگر مردان به او اجازه دهم تا در برنامهي موسيقي يك شبكه ماهوارهاي شركت كند، حتي حاضرم به دليل نپرداختن مهريه راهي زندان شوم اما همسرم وارد اين عرصه نشود »
خانومه میخواد ازش طلاق بگیره دیگه زنش نباشه بعد این میگه من راضی نیستم که زنم فلان کار رو بکنه. یعنی نه حتی اونقدر که در عرف معموله و احساس مالکیت بر زن مثل لباس زیر میمونه بلکه میگه حاضر نیستم کسی که قبلا زن من بوده بعدا حق داشته باشه...
اونی که تعهد کرده مهریه بده حالا به اسم غیرت دبه کرده آدم خوبه این قصه است ولی اونی که بعد از پایان تعهد زندگی مشترک با پول خودش میخواد یک کاری بکنه آدم بده! انگار پول زور قراره ازش بگیرن و نمیدونسته که این پول رو بدهکاره.
رشته «مطالعات زنان» به «حقوق زن در اسلام» تبدیل شد
از این فاجعه به عنوان «گام اجرایی نخست شورای تحول و ارتقای علوم انسانی» یاد شده
روزنامه شرق:
محمدحسین نجاتی: رشته «مطالعات زنان» در دانشگاههای کشور به رشته «حقوق زن در اسلام» تبدیل میشود. این اولین گام اجرایی اسلامیسازی علوم انسانی محسوب میشود. این مصوبه روز گذشته شورای تخصصی تحول و ارتقای علوم انسانی شورایعالی انقلاب فرهنگی است. شورایی متشکل از ۲۰ عضو حقیقی و حقوقی که ۱۲ نفر از آنان را روحانیون و فعالان حوزههای علمیه تشکیل میدهند. شورایی که ایستگاه آخر تصویب تغییرات در علوم انسانی است و مصوبات آن براساس قانون شورایعالی انقلاب فرهنگی در «اسرع وقت لازمالاجراست.» اعضای این شورا به ریاست «غلامعلی حدادعادل» عضو شورایعالی انقلاب فرهنگی روز گذشته چگونگی تدوین و اصلاح سرفصلهای دوره دکترای تخصصی رشته مطالعات زنان با گرایش حقوق زن در اسلام را ارایه کردند. این اقدام پس از پایان پروژه پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با بازنگری در سرفصلهای علومانسانی و ورود دانشگاههای دولتی بهخصوص دانشگاه علامه طباطبایی در بازنگری محتوایی دروس میگیرد. همچنین رشته مطالعات زنان و جایگزین شدن رشته «حقوق زن در اسلام» اولین گام شورای تخصصی تحول و ارتقای علوم انسانی شورایعالی انقلاب فرهنگی در تکمیل پروژههای پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و دانشگاه علامه طباطبایی است.
پیش از این وزارت علوم با همکاری دانشگاههای کشور و مراکزی نظیر حوزههای علمیه، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه و دانشگاه علامه طباطبایی اقدام به تشکیل کارگروههایی تخصصی برای بازنگری در علوم انسانی کرد و به موجب آن در نظر علوم انسانی و سایر رشتههای دانشگاهی با شاخصهای خاص خود را مورد بازنگری محتوایی قرار دهد. همچنین با رفع موانعی همچون نداشتن مصداق، میزان و نقشه راه در بازنگری علوم انسانی امروز مسوولان به سمت بازنگری سالانه چهارهزار سرفصل دروس دانشگاهی خیز برداشتهاند. خیزشی که در نوع خود نشاندهنده اجرای فاز جدید از بازنگری در علوم انسانی و دروس دانشگاهی و ایجاد نگرانیهایی برای چگونگی بازنگری در رشتههای دانشگاهی است.
با این حال، غلامعلی حدادعادل در جلسه شورای تخصصی تحول و ارتقای علوم انسانی شورایعالی انقلاب فرهنگی با تاکید بر اینکه موضوع مطالعات زنان با رویکردی که هماکنون در جهان رایج است با اسلام تعارض و تباین جدی دارد، عنوان کرد: «دشمن نیز با وقوف به این موضوع، هجمه از این موضع به اسلام را در دستور کار خود قرار داده است و متاسفانه در گذشته، این مباحث مقلدانه، بدون نقد و بررسی در دانشگاههای ما تدریس شدند و به همین دلیل شورایعالی انقلاب فرهنگی وارد موضوع شد تا در این مورد تجدید نظر اساسی صورت گیرد.»
رییس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی در ادامه با طرح این سوال که ابتدا باید به این سوال پاسخ دهیم که اصلا دکترای رشته مطالعات زنان با چه هدفی تاسیس میشود و از دانشآموختگان این مقطع چه میخواهیم؟ اظهار کرد: «باید در کنار تدریس مباحث رایج در غرب، نقد و بررسی اجتهادی و به دور از خودباختگی در دانشگاههای ما رواج یابد، همچنین باید توجه داشته باشیم که این کار چالش ایجاد خواهد کرد، یعنی غرب به شدت در این موضوع حساس است و هر حرکتی در این زمینه را با دقت رصد خواهد کرد.»
حدادعادل اضافه کرد: باید از منظر حقوقی هم به موضوع نگاه شود، یعنی معلوم شود که در نظام حقوقی اسلام، زن بهعنوان یک انسان، همپای مرد دارای حقوق فردی و اجتماعی است همانگونه که مانند مرد میتواند پلههای تکامل معنوی را بپیماید. باوجود اعلام استقلال وزارت علوم در بازنگری در علوم انسانی، تصویب تمامی اقدامات دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی برای بازنگری در علوم انسانی باید به تصویب اعضای شورای تخصصی تحول و ارتقای علوم انسانی شورایعالی انقلاب فرهنگی برسد. ترکیب اعضای تشکیلدهنده این ستاد که امضای آنها پیششرط اجرای تغییرات در علوم انسانی است، نشان میدهد از مجموع ۲۰ عضو شورای تحول ۱۲ نفر آنان را روحانیون و فعالان حوزوی تشکیل میدهند. اعضایی همچون، حجتالاسلام والمسلمین میرمعزی رییس پژوهشکده نظامهای اسلامی، حجتالاسلام والمسلمین حمید پارسانیا عضو موسسه امام خمینی (ره) قم، حجتالاسلام سیدعباس نبوی رییس موسسه تمدن و توسعه اسلامی، حجتالاسلام والمسلمین مسعود آذربایجانی قائممقام پژوهشگاه علوم انسانی، حجتالاسلام احمد احمدی رییس سازمان مطالعه و تدوین کتب درسی، حجتالاسلام عبدالحسین خسروپناه رییس موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه و عضو موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) قم، حجتالاسلام والمسلمین علی عباسی معاون آموزشی حوزه علمیه، حجتالاسلام محمد محمدیان رییس نهاد رهبری در دانشگاهها و حجتالاسلام محمد محمدیان رییس سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی آموزشوپرورش که سوابق متعددی در زمینه علوم انسانی اسلامی داشتهاند. ترکیب اعضای شورای تخصصی تحول و ارتقای علوم انسانی شامل یکی از اعضای شورایعالی انقلاب فرهنگی به انتخاب شورایعالی (رییس)، معاون ذیربط رییس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها، معاون ذیربط وزیر علوم، تحقیقات و فناوری، معاون ذیربط وزیر آموزشوپرورش، نماینده شورایعالی حوزه علمیه قم، معاون ذیربط رییس دانشگاه آزاد اسلامی، رییس یا نماینده ذیربط پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، رییس یا نماینده ذیربط پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، نماینده ذیربط موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، رییس یا نماینده ذیربط پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، پنج نفر از صاحبنظران حوزه علوم انسانی به پیشنهاد اعضای شورایعالی انقلاب فرهنگی و تایید شورایعالی، دو نفر از صاحبنظران عضو انجمنهای علمی دانشگاهی در عرصه علوم انسانی با تصویب شورایعالی انقلاب فرهنگی، دو نفر از صاحبنظران عضو انجمنهای علمی حوزوی در عرصه علوم انسانی با تصویب شورایعالی انقلاب فرهنگی و دو نفر از روسای دانشکدههای علوم انسانی با تصویب شورایعالی انقلاب فرهنگی میشود. مصوبات و تصمیمات این شورا با رعایت آییننامه داخلی شورایعالی انقلاب فرهنگی پس از تایید و تصویب نهایی توسط شورایعالی و مطابق با ماده ۹ آییننامه داخلی شورایعالی، لازمالاجرا است و همه دستگاههای موضوع این مصوبه از قبیل وزارتخانههای علوم، تحقیقات و فناوری، آموزشوپرورش، پژوهشگاه، دانشگاه آزاد اسلامی موظف به اجرای آن هستند.
«حقوق زن در اسلام»، خروجی دانشگاه تربیت مدرس
سال گذشته با پایان یافتن ماموریت پژوهشگاه علومانسانی و مطالعات فرهنگی در بازنگری سرفصلهای علومانسانی، حجتالاسلام صدرالدین شریعتی، رییس دانشگاه علامه طباطبایی از سوی وزارت علوم مامور بازنگری در محتوا و منابع دروس رشتههای علوم اجتماعی، علوم تربیتی، روانشناسی، اقتصاد، حقوق و علومسیاسی و سایر رشتههای علوم انسانی شد. پس از آن بود که دانشگاه علامه طباطبایی بازنگری در رشته مطالعات زنان را به دانشگاه تربیت مدرس تهران واگذار کرد و سعید قدیمی مدیرکل دفتر گسترش وزارت علوم در گفتوگو با «شرق» با تایید این اقدام عنوان کرد: علوم اجتماعی را ما با توجه به حساسیت آن به صورت گرایشهای مختلف به جاهای مختلفی واگذار کردهایم و مطالعات زنان کارگروهش دیرتر شکل گرفت و عقبافتادگی داشت اما دانشگاه تربیت مدرس اصلاحات زیادی را به آن وارد کردند. او تاکید کرد: این رشته از این پس تحت عنوان مطالعات خانواده و حقوق زن در اسلام فعالیت میکند البته تعداد دانشجویان این رشته قابل مقایسه با علوم اجتماعی و روانشناسی نیست و حساسیت زیادی روی آن نیست.
RESHARE: خلاصه: همچین آمار بسیار مهمی دست شخص پیش پا افتادهای چون عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام کشور چی کار میکنه؟ آمار معتادن پیش منه که عرض میکنم کلا یک عده واقعا قلیلی هستند. همونجور که آمار همجنسگرایان کشور هم پیش محمود بود
Reshared text: در خصوص اعتیاد در کلام عارف نوشته ام : برخی از آمار بالای معتادین در ایران می گویند مثل اقای عارف و بعد میگن آمار را نمیگم که این آمار، آمار مرتبطبا امنیت ملی ماهست! بنظر من نگفتن آمار در صورتی که در دست امثال عارف باشد، با اینطور بیان مسائل که ما خیلی معتاد داریم، تفاوتی با هم ندارد. اگر واقعا این آمار با امنیت ملی ارتباط دارد در دست شما چیست؟ طیف هم فکر شما را در مجلس ششم بردن بازدید نطنز و از کانال همین نمایندگان افشاگری در خصوص مسائل هسته ای اتفاق افتاد و همانها امروز پناه بردن به کشورهای غربی از جمله آمریکا !!! اما طبق آنچه می دانیم ما دو سطح معتاد در جامعه داریم : یک دسته از معتادین در جامعه ما بصورت تفریحی دارن مصرف می کنن و خیلی هاشون هم جزء قشر مرفه هستند یا بعنوان یک عرف جغرافیایی مثل مصرف مواد در میان مردم شهر کرمان که حتی بعنوان وسایل پذیرایی هست این اعتیاد نقش دارد. یک دسته از معتادین، بواسطه فقر و حاشیه نشینی به این معضل گرفتار شدن که عده ای اینها واقعا قلیل هست و در واقع موکول می شود به عده ای از مردمی که در حاشیه نشینی هستند و اینها جزء آسیبهای اجتماعی هستن. #مناظره_دوم
Reshared text: این جامعه با این سطح سوات ! حرف و شعار کدام کاندیدا را بهتر می فهمد؟ نمودار زیر وضعيت پراكندگي ساير مدارج تحصيلي را نمايش ميدهد و همان گونه كه ميبينيد، ده ميليون دانشجو و دارنده مدارك تحصيلي دانشگاهي در اقليت هستند. با اين حساب ميتوان گفت هر نامزدي كه از چاشني عوامگرايي و پوپوليسم در تبليغات خود بيشتر استفاده كند، شانس بيشتري براي پيروزي خواهد داشت. منبع: پايگاه اطلاع رساني مركز آمار ايران؛ سرشماري نفوس و مسكن ۱۳۹۰ ... منبع:http://www.sci.org.ir/SitePages/report_90/education_report.aspx ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ وبلاگ: http://kaarmand.blogfa.com/post-372.aspx
RESHARE: +Ardeshir T : چگونه عبارت «نظر مردم با نظر رهبری فاصله دارد» را یک ربع کش بدهیم:
Reshared text: زیباکلام: به نظر من نامزد ایده آل مقام معظم رهبری دکتر سعید جلیلی و آقای دکتر علی اکبر ولایتی است. این تیپ افراد نامزد ایشان هستند. یعنی ایشان ترجیح می دهند که رییس جمهور ایران این افراد باشند ولی در عین حال ایشان نمی توانند خیلی از واقعیت ها را نبینند از جمله اینکه آقای دکتر علی اکبر ولایتی و آقای دکتر سعید جلیلی حداکثر پنج تا هفت میلیون رای بیشتر ندارند در حالی که ما پنجاه میلیون واجد شرایط [برای رای دادن] داریم که هفتاد تا هشتاد درصد مردم با نقطه نظرات آقایان جلیلی و ولایتی و لنکرانی همخوانی ندارند و موافق دیدگاه هاشان نیستند.
Reshared text: صبح امروز جلسه رسیدگی به اتهامات کسری نوری از دراویش بازداشت شده در شعبه ۱۰۶ دادگاه جرایم عمومی شیراز «اطلسی» برگزار شد. به گزارش خبرنگار مجذوبان نور؛ صبح امروز چهارشنبه هشتم شهریورماه جلسه رسیدگی به اتهامات کسری نوری از دراویش گنابادی شیراز به ریاست قاضی آشوری در شعبه ۱۰۶ دادگاه جرائم عمومی شیراز «اطلسی» برگزار شد که وکلای این درویش گنابادی آقایان داوود منتظری و فریبرز یداللهی نیز در این جلسه حضور پیدا کردند. اتهامات این درویش گنابادی نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی بوسیله عضویت در سایت مجذوبان نور اعلام شد که پس از اعلام اتهامات توسط قاضی آشوری، کسری نوری با بیان اینکه از شهریور سال گذشته با اعمال فشار نیروهای امنیتی و اطلاعاتی و با تشویش اذهان عمومی مردم شهرستان کوار توسط آخوند شهبازی وقایع خونبار شهرستان کوار که منجر به بازداشت و زخمی شدن دراویش و کشته شدن یک تن از آنان شد توسط معاندین عرفان و تصوف آغاز شده و پرسنل سایت مجذوبان نور تنها به انتشار ظلمهایی که بر دراویش در آن واقعه رفته بود پرداخته اند، وی افزود: " اتهام تشویش اذهان و نشر اکاذیب در واقع متوجه مسبین این قائله است ولی اکنون افرادی که پشت این قائله بودند و موجب آزار و اذیت دراویش شدند کجا هستند ؟ کسری نوری در ادامه گفت: با نفوذی که مراکز امنیتی بر سیستم قضایی کشور دارند و به دلیل اینکه شما توانایی رسیدگی به قانون شکنی افرادی که در تمام طول بازداشت و بازجویی با رعایت نکردن حق قانونی من، به عنوان یک شهروند ایرانی، قانون اساسی را زیر پا گذاشتند و حقوق حقهی من رو نقض کردند را ندارید من دادگاه را دارای صلاحیت برای رسیدگی به پرونده نمیدانم و هیچ کدام از این اتهامات را قبول ندارم. لازم به ذکر است که خانوادهی کسری نوری و تعدادی دیگر از دراویش گنابادی برای حمایت از برادر دینی خود در شعبه ۱۰۶ دادگاه جزائی اطلسی واقع در میدان اطلسی شیراز حضور یافته بودند. با حضور یافتن کسری نوری در ساختمان شعبه ۱۰۶ مامورین امنیتی مانع از دیدار و نزدیک شدن خانواده این درویش می شوند و حتی با برخورد شدیدی برادر این درویش گنابادی را تهدید به بازداشت میکنند. همچنین اجازه حضور در جلسه دادگاه نیز به خانوادهی این درویش گنابادی داده نمی شود. کسری نوری تا کنون ۲ مرتبه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده است. این درویش گنابادی یکبار در تاریخ ۲۱ دیماه سال گذشته به اتهام فعالیت شبانه روزی و اقدام علیه نظام و عضویت در گروهک انحرافی بازداشت و پس از ۴۶ روز حبس در اداره اطلاعات شیراز و زندان عادل آباد شیراز با وثیقه ۵۰ میلیونی آزاد شد و سپس مجددا در تاریخ ۲۴ اسفند ماه سال گذشته به اتهام فعالیت تبلیغاتی علیه نظام به نفع بیگانگان و ارتباط و مصاحبه با رسانههای بیگانه بازداشت شد. این درحالیست که آقای کسری نوری که به دلیل وضیعت ناگوار بهداشتی زندان به بیماری تنفسی مبتلا شده، هفته گذشته پس از تقاضاهای مکرر مبتنی بر معاینه پزشکی به این بیمارستان منتقل شد، به گفته خانواده این دراویش این انتقال در پی مراجعه و اعتراض آنها نسبت به وضیعت ناگوار این زندانیها به مدیر کل زندان شیراز "آقای موسی احمدی" انجام شد.
در سال ها ارتباط نزديك با اصلاح طلب هاى مذهبى فهميدم آنها دنبال حكومتى شبيه حكومت فعلى در تركيه اند. خيلى از آنها مسحور شخصيت اردوغان بودند. يكى از زندانيان اصلاح طلب يك بار در نامه اى از زندان و در اعتراض به كشف حجاب من نوشت: ما اميدوار بوديم حجاب شما كه شبيه حجاب همسر اردوغان است نشانى از پيشرو بودن حركت اصلاحى سبز باشد ولى شما با كشف حجابتان به اين ايده گند زديد! هيچ وقت آن نامه را عمومى نكردم ، شايد يك روز اين كار را بكنم اگر چه آن فرد در يك حركت غيراخلاقى و زننده نامه خصوصى را بدون اجازه من كه مخاطب آن بودم در زندان و خارج زندان بين خانواده ها پخش كرد. آن روز از آن موضع گيرى و نوع تقليد از حكومت به ظاهر پيشروى اردوغان به شدت رنجيده بودم. در سفرهاى بعدى ام به استانبول و معاشرت نزديك با دوستان ترك فهميدم كه نخبگان مذهبى نزديك به اردوغان روز به روز دارند به مرزهاى فاشيسم مذهبى نزديك مى شوند. اردوغان ديروز گفته معترضان شب مست مى كنند و صبح مى آيند تظاهرات!! آنچه اين دو روز در تركيه اتفاق افتاد زنگ خطرى براى ما هم هست و اينكه پشت چهره سياستمدارى ظاهرا پيشرو و مذهبى اكثر اوقات يك فاشيست خطرناك پنهان شده. قضيه اعتراض به قطع چهارتا درخت و يك پارك نيست، بسيار فراتر از آن است. سر دُمَل تازه باز شده. وسط اين شلوغى ها ياد خاطرات و حرف هاى اصلاح طلبان مذهبى و ستايش هاى مكررشان از اردوغان و دولتش به عنوان يك مدل ايده ئال براى ايران افتاده ام. اتفاقات اخير تركيه يك بار ديگر نشان داد به دست گرفتن قدرت توسط اصلاح طلبان مذهبى در ايران هم مى تواند همين قدر خشونت بار و خطرناك باشد. من يكى خيلى وقت است به اين جماعت اعتماد ندارم.
آقای تاجیک که به خاطر توهین به فائزه هاشمی از سوی دادگاه به هشت ماه حبس و ۵۰ ضربه شلاق تعزیری محکوم شده٬ از حدود ۱۰ روز پیش برای گذراندن دوران حبس خود به زندان اوین منتقل شده است.
این عضو نیروی مقاومت بسیج روز پنجشنبه (۱۳ مهر) در نامهای که در سایت «رجانیوز» منتشر شده از علی خامنهای با عنوان «مولا» و «سرور» خود یاد کرده و از وی طلب عفو و بخشش کرده است. تاجیک در این نامه خود را «حقیری» و «روسیاهی» معرفی کرده که حدود دو سال پیش تنها از سر «تکلیف شرعی» و نه از سر «هوای نفس» یا «خودنمایی» با فائزه هاشمی برخورد کرده است.
وی در نامه خود خطاب به آقای خامنهای نوشته است: «آقا جان، مولای من، از اینکه من حقیر و روسیاه نگرانی و ناراحتی حضرتعالی را در سال گذشته به موجب این برخورد فراهم ساختم عاجزانه از درگاه ایزد منان و وجود امام زمان و از محضر مبارک حضرتعالی طلب عفو و بخشش دارم.»
سعید تاجیک اسفند ماه سال ۱۳۸۹ در شهرری به همراه چند از نیروهای حزبالله این منطقه با حمله به فائزه هاشمی به وی فحاشی کرد که این اقدام بازتابهای گستردهای به همراه داشت. پس از انتشار گسترده فیلم فحاشی تاجیک به خانم هاشمی٬ قوه قضائیه این عضو بسیج را دستگیر و پس از حدود ۱۰ روز آزاد کرد.
شکفتن بعد از سی و دو هزار سال علیرضا مجیدی، یک پزشک
گروهی از پژوهشگران به رهبری «دیوید گیلیچینسکی» موفق شدهاند با پیدا کردن میوه گیاهی از گونه Silene stenophylla که در عمق یخهای دائمی سیبری مدفون شده بود، این گیاه را مجددا برویانند و شاهد به گل نشستن این گیاه باستانی باشند.
۳۱ هزار و ۸۰۰ سال پیش، حلزونها میوههای این گیاه را در نقبهایی که حفر میکردند، انبار کردند، این نقبها در زیر ۳۸ متر یخ و برف، در دمای منفی هفت درجه سانتیگراد، بسته و مدفون شدند. بعد این همه سال دانشمندان میوه این گیاه را یافتند، یکی از دانشمندان آکادمی علوم روسیه به نام «سوتلانا یاشینا» با استفاده از محلولی حاوی ویتامین، شکر و عوامل رشد، گیاه را دوباره رویاند، ریشههای گیاه در زمین فرو رفتند و بعد از دوسال مراقبت، گلهای گیاه شکوفا شدند. دانشمندان موفق شدند گردههای گیاه را آمیزش دهند و میوه و بذر آن را هم تولید کنند.
البته گونه Silene stenophylla هنوز از بین نرفته ولی یاشینا متوجه شد که گیاهان باستانی تفاوتهای با گیاهان کنونی، حتی آنهایی که در همان منطقه هستند، دارد، از جمله اینکه سرعت ریشته دوانیدن آنها آهستهتر است، آنها جوانههای بیشتری تولید میکنند و گلبرگهایشان پهنتر است.
این برای اولین بار است که کسی توانسته گیاهی را از بذرهایی که این همه سال در زیر یخ مدفون بودند، برویاند.
در نروژ با هزینهای در حدود نه میلیون دلار مدتی است که جایی برای ذخیره و حفاظت از بذر گونههای متنوع گیاهان بنا شده تا در صورت وقوع حادثهای زیسب محیطی و یا منقرض شدن یک گونه، راه حی برای بقای گیاهان وجود داشته باشد، اما گویا خود طبیعت در آلاسکا و سیبری با مکانیسمی طبیعی، به فکر حفاظت از خود بوده است.
مجله آمریکایی نیوزیک که سابقه ای ۸۰ ساله در زمینه انتشار مقالات و تحلیلهای خبری دارد، در حال تبدیل شدن به نشریه ای صرفا آنلاین است.
آخرین نسخه چاپی این نشریه که در تاریخ ۳۱ دسامبر منتشر خواهد شد.
این اقدام نمونه ای از تمایل روزافزون روزنامه ها و مجلات به سمت آنلاین شدن است؛ زیرا هم درآمد حاصل از آگهی های تبلیغاتی - به شیوه سنتی - در حال کاهش است و هم روز به روز بر تعداد مخاطبان نشریات آنلاین اضافه می شود.
دو سال پیش، نیوزویک و گروه خبری اینترنتی دیلی بیست در یکدیگر ادغام شدند.
تینا براون، بنیانگذار دیلی بیست گفت که اکنون سایتش در هر ماه، بیش از ۱۵ میلیون بازدیدکننده دارد که نسبت به سال گذشته، ۷۰ درصد افزایش داشته است.
او در بیانیه ای گفت: کنار گذاشتن نسخه چاپی "تصمیم فوق العاده سختی بود."
"در حالی که سال آینده به استقبال ۸۰ سالگی نیوزویک میرویم، باید آن شیوه روزنامه نگاری را که به این مجله معنا و مفهوم میبخشد، کماکان حفظ کنیم و به سمت آینده تمام الکترونیک گام برداریم."
تغییر شیوه انتشار نشریه، از چاپی به الکترونیکی بنابر بیانیه دیلی بیست، مشکلاتی است که "صنعت تولید و توزیع نشریه های چاپی با آن مواجه است" و این کار برای حفظ کیفیت قوی نشریه و نوع روزنامه نگاری نشریه لازم است.
مجله خبری نیوزویک، زمانی دومین نشریه هفتگی پرفروش – پس از تایم – بود، اما کاهش تیراژ و آگهیهای تبلیغاتی، نیوزویک را به یک نشریه زیانده تبدیل کرده است.
در اوت ۲۰۱۰، نیوزویک توسط کمپانی انتشاراتی واشنگتن پست به سیدنی هارمن فروخته شد و سه ماه پس از آن، با دیلی بیست ادغام شد.
تینا براون، سردبیر سابق ونیتی فیر (Vanity Fair) و نیویورکر است. او همچنین همسر هارولد اوانز، روزنامه نگار مشهور بریتانیاست که لقب شوالیه دریافت کرده و به همین خاطر، خود او نیز لیدی اوانز خطاب میشود.
او در سال ۲۰۰۸ با بری دیلر یک تیم تشکیل داد و وبسایت دیلی بیست را راه اندازی کرد. نام این وبسایت برگرفته شده از اسم یک روزنامه تخیلی در رمان اسکوپ (Scoop)، اثر اولین وو (Evelyn Waugh) است که در سال ۱۹۳۸ منتشر شد.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، رهبر معظم انقلاب اسلامی دردیدار نمایندگان مجلس فرمودند:ما واقعا باید تشکر کنیم از همه نامزدها و آنهایی که صلاحیتشان احراز نشد و به قانون تمکین کردند.
RESHARE: بیچاره علیاشرف هنگ کرده بود که طرف بعد از این همه سال توی این هیری ویری (وقایع بعد از انتخابات ۸۸ ) که مردم حسابی از دستش شاکیند و بد و بیراهش رو توی اینترنت میگن تازه باید یاد فرمانده شیهدش میفتاد و میومد با خانوادهاش دیدار کنه که خیلی تصادفی میشد خانواده همون وبلاگنویس محبوب و مذهبی غیرحکومتی که اون موقعها وبلاگشون حسابی سر و صدایی کرده بود و برو بیایی داشت. :)
وبلاگشون رو هم ناکار کردند چون منبع منحصر به فردی بود از حوزه علمیه و دنیای مذهب که فقط از چشم منابع رسمی دیده بودیم و کوچیک و بزرگش رو قدرت سیاسی حاکم برامون تصویر میکرد. اختلاف نظرات فقهی و غیرفقهیشون که بماند.
Reshared text: سه سال پیش در چنین روزی، سردار رادان به همراه سردار روزبهانی فرمانده سابق پلیس امنیت اخلاقی و سردار توکلی فرمانده سابق پلیس قم به خانه ما آمدند. این فیلم، بخشی از این دیدار حدودا 45 دقیقهای است.
راستش هنوز هم نمیدانم که چرا آمدند و چرا در آن روزها آمدند و ربط این دیدار به بازداشت و آزادیام که سه ماه پس از این دیدار اتفاق افتاد، دقیقاً چه بود؟
این هفته نماز جمعه در سراسر کشور تعطیل است! البته به نظر نمیاد که در زمینه تولید سوژه کشور با کمبود خاصی مواجه بشه! قراره امامان تعطیلات آخر هفته به جای نماز جمعه، نماز عید قربان رو اجرا کنند.
وقتی مقامی به موقع گرانی مرغ میگوید مرغ حیوانی بوده که نافرمانی حضرت نوح را کرده ویا دست امام زمان در یارانه ها دیده شده، و یادست هدایت آقا امام زمان در همه امور کشور نمایان است و یا اعتبارنامه این نمایندگان به امضای امام زمان رسیده و صدها مورد مشابه، طبیعی است که کسانی گمان ببرند دین مشکل زندگی آنهاست.وجمعی به امامان پاک شیعی توهین کنند. نقش خودمان را در این رویگردانی ها از دین نادیده نگیریم .لطفا
Reshared text: SOUTH PARK اگه دیده باشین یه سریال ِ کارتونی ماننده که تو آمریکا ساخته میشه و طرفدار کم نداره هر دفعه حول ِ یه موضوعه، هر چیزی رو نقد و حتی مسخره میکنه و خطر قرمزی تقریبا نداره
از بازیگرهای آمریکایی و خواننده ها تا ریس جمهورها و حوادث مهمی چون 11 سپتامبر بگیر بیا تا حضرت مسیح و .... رو بازسازی کردن و دوره همی مسخره میکنن، اینقدر گاه این مسخره کردناشون شور میشه که یه بار یه قسمتش راجع به یه خواننده ی سیاه پوست بود که منجر به ناراحتی شدید طرف شد ولی ساختن این سریال ادامه داشت
کنار این شخصیت های فرعی، این کارتون چند تا شخصیت اصلی داره یکیش یه پسره ست که یهودیه، این شخصیت اکثر موراد پیشنهادات مسخره و خنده دار میده و اعتراض جامعه یهودیها رو همراه داشته در بعضی از موارد اسمش Kyle ه
اما روی کره زمین هستند موجوداتی که اخبارشون در حد داستان فیلمهای تخیلی هم منطق نداره که هیچ خیلی صریح میگن منبع هم نداره! :))
Reshared text: نامه سرلشکر قاسم سلیمانی به وزیر دفاع آمریکا
ایالات متحده بزرگترین سرویس امنیتی و ضداطلاعاتی جهان را در اختیار دارد. این سرویس به طور عادی بر تمام سازمان های ادارای آمریکا از هرجنسی احاطه دارد اما در مورد بخش هایی مانند پنتاگون یا وزارت دفاع اوضاع متفاوت است.
سازمان ادارای پنتاگون از 7 لایه حفاظتی تشکیل شده است که از این میان 4 لایه به طور خاص مربوط به کنترل ارتباطات با شخص وزیر دفاع یا رییس پنتاگون میباشد. کمی بیش از دو ماه پیش نامه ای از تمام این لایه های امنیتی ، اطلاعاتی و حفاطتی عبور کرده و مستقیم ، روی میز کار وزیر دفاع یعنی لئون پانتا قرار میگیرد.
ظاهر ساده نامه که هیچ آرمی از سازمان های مرتبط با پنتاگون در آن به چشم نمیخورد توجه وزیر را جلب کرده و وی آن را از روی میز برمیدارد ... با باز کردن نامه و خواندن آن عرق سردی بر چهره پانتا مینشیند !
قطعا برای رییس پنتاگون با آن عظمت حفاظتی باورکردنی نبود !
یک نامه با سربرگ رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران ... نامه حاوی عباراتی بود که مضمون کلی آن بدین شرح است : " اگر لازم باشد از این هم نزدیک تر خواهیم شد "
امضا : قاسم سلیمانی --------------------------------------------------------------------- فعلا منبع ندارد . اگر کسی منبعش رو پیدا کرد حتما همه رو مطلع کنه ، لطفا ! --------------------------------------------------------------------- بعد نوشت : وااااااااااااااااااااو
Reshared text: اینکه فردای انتخابات سال ۸۸ یک عده رو فله ای اسیر گرفتن و فله ای حکم ها ی بدون مبنای قانونی داد شاید اونقدر ظلم بزرگ هست که متوجه نباشیم که تاجزاده تو همین مدت هم تو بند به بند عمومی منتقل نشده و ایزوله تو قرنطینه نگهش داشتن. من تنها ۲ ماه انفرادی بودم برای همین برام قابل تصور نیست این هم مدت توی قرنطینه بودن. خیلی ظلمه. خیلی حرف زوره. خیلی. لعن الله علی قوم الظالمین
آیت الله طاهری اصفهانی که از ائمه جمعه منصوب توسط امام خمینی بود در سال ۱۳۸۱ با انتشار نامهای سرگشاده، در اعتراض به رفتار نظام حاکم از امامت جمعه اصفهان استعفا داد. این روحانی انقلابی ده سال پیش با نوشتن نامه ای افشاگرانه با برشمردن ضعف های حاکم بر جامعه از امامت جمعه اصفهان استعفا داد. بعد از آن کمتر خبری از این امام جمعه منصوب امام خمینی در رسانه ها منتشر می شود.
RESHARE: +HamidReza bayat: این رشته سر دراز دارد: - در سال 71 وقتی محاربین شبانه به خانه و دفتر ایت الله منتظری ریختند و غارت کردند نمایشگاهی ساختند از کرده خود و سیل بهتان هایی به پیرمرد 70 ساله و یارانش. از جمله گفتند: در خانه وی فیلم و عکس پورنو یافتیم!
- همان سالها خسرالدنیا و الآخرهای به نام مهدی نصیری که سلف شریعتمداری بود به بهانه فیلم گنگ خوابدیده که مستند زندگی محسن مخملباف بود، مادر محسن را مورد بهتانهایی قرار داد!
- سال 77 وقتی هادی خامنه ای در مسجد محمدیه قم مضروب شد، بیآنکه مجالی حتی برای سخنرانی یافته باشد کیهان نوشت: در میان طرفداران هادی خامنه ای کسانی مشروب خورده بودند و عربده میکشیدند!!
- سال 86 وقتی به حسینیه دراویش حمله بردند و با لودر ویران کردند، در نمایشگاهی به افتخار! این ویرانینوشتند: در حسینیه دراویش لوازم ارتباط جنسی! یافت شده..
- سال 88 وقتی مردم میرحسین را انتخاب کردند.....
Reshared text: این «فقه» را بیشتر بشناسانید؛ لطفا ... حتما! ---- وبلاگ «راز سر به مهر» . اول ) در تاریخ آوردهاند که پیامبر گرامی اسلام، سه سال بعد از بعثت و دعوت به اسلام در خفا، وقتی که قصد علنی کردن دعوت خود را داشت، بر کوه "صفا" بالا رفت و با صدای بلند گفت: يا صباحاه! (اين کلمه مانند زنگ خطر و اعلام آمادگی است) ... عدهای از مردم به سوی پيامبر شتافتند. سپس پيامبر رو به مردم کرده و گفتند: «ای مردم! اگر من به شما بگويم که پشت اين کوه دشمنان شما کمين کردهاند و قصد مال و جان شما را دارند، حرف مرا قبول مي کنيد؟» همگی گفتند: «ما تاکنون از تو دروغی نشنيدهايم.» سپس فرمودند: «ای مردم! خود را از آتش دوزخ نجات دهيد. من شما را از عذاب دردناک الهی ميترسانم. مانند ديدهبانی که دشمن را از نقطه دوری ميبيند و قوم خود را از خطر آگاه ميکند، من هم شما را از خطر عذاب قيامت آگاه ميسازم.»(+) . این رفتار یک معنای مهم دارد؛ این که اخلاق (در اینجا: «راستگویی محمّد ِامین») مقدم بر دین و آیین و به یک تعبیر راهگشای دعوت به دین و مقدمه مردمی شدن آن است. مبنای نخستین استدلال پیامبر اسلام، یادآوری راستگوییاش بوده که مردم بپذیرند کسی که سابقه دروغ ندارد، نمیتواند از خدا و بهشت و دوزخی بگوید که نیستند. جز این است؟ . دوم ) امروز برای نخستین بار با اسم یک باب فقهی مواجه شدم که قبلا، مطلقا، درباره آن نمیدانستم و نشنیده بودم: «مباهته» (از «بهت»). سروش دباغ (فرزند دکتر سروش) در واکنش به توهین و تهمتهای اخیر حسین شریعتمداری در روزنامه کیهان علیه خاتمی، به ذکر خاطرهای پرداخته و در آن از «مباهته» نام برده. او نوشته: «دوره دوم ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی، در حاشیه جلسه مدیران مسئول مطبوعات با رئیس جمهور، جناب مهاجرانی (معاون وقت رئیس جمهور) مجالی برای گفتگو با شریعتمداری مییابد. روزنامه کیهان در آن ایام نوشته بود (که) عبدالکریم سروش در سفر به آلمان جاسوسی کرده و اسرار مملکتی را با بیگانگان در میان گذاشته. مهاجرانی به شریعتمداری میگوید (که) شما هر اختلافی که با سروش و ایدهها و اطرافیانش داری داشته باش و آنها را بنویس و در روزنامهات منتشر کن اما شما میدانی، من هم میدانم که وصله جاسوسی به سروش نمیچسبد و این تهمتی ناروا و غیر موجه است. سروش چه منصب دولتی و اطلاعات محرمانهای دارد که با خارجی ها در میان بگذارد؟! شریعتمداری در پاسخ می گوید: میدانم سروش جاسوسی نکرده، اما می شود به ایشان «بهتان» زد و «افترا» بست؛ چرا که در فقه بابی داریم تحت عنوان «مباهته». مطابق با این بابِ فقهی، اگر مردم به دور کسی جمع شوند که محبوبیت و نفوذ زیادی دارد و در عین حال خلاف اسلام سخن میگوید و نمیتوان مردم را از اطراف او پراکنده کرد، می توان به او «بهتان» و «تهمت» زد و شخصیت او را تخریب کرد و از این طریق با او در پیچید و از نفوذ و تأثیرش کاست (...) به خاطر میآورم مهدی نصیری، مدیر مسئول هفتهنامه «صبح» نیز در اواسط دهه هفتاد شمسی در یکی از سرمقالههای خود به قصه «مباهته» پرداخته و آنرا تبیین همدلانه کرده بود.»(+) . من در حد و اندازه تعبیر و فهم این باب فقهی نیستم ولی آویختن این چنینی از بهتان و تهمت برای بیحیثیت کردن کسی را نمیتوانم با «انّی بُعثت لاتمّ مکارم الاخلاق» و رفتار پیامبر اسلام، در صدر اسلام (از جمله در نمونهی پیش گفته) جمع کنم. شما اگر می توانید، لطفا راهنمایی کنید. . سوم ) گره زدن هر نقد و مخالفتی به مخالفت با اسلام و سپس شلیک «بهتان»، سابقهای هم اندازه سابقه دارالخلافهها دارد. در نتیجه آویختن امثال شریعتمداری از «مباهته» تازگی ندارد (اگر نه رسما به این اسم، و مثلا زیر لوای «اسنادش هم موجوده»!). در این میانه اما مخفی نگاه داشتن و اسم نبردن از چنین قابلیتهایی(!) در ابواب فقاهت، چه دلیلی میتواند داشته باشد؟ باب مباهته که مضر و خلاف اسلام و تحبیب قلوب نیست، هست؟! . پ.ن 1 : شما قبلا از «مباهته» که ظاهرا بسیار هم کاربردی است(!)، به خصوص در روزهای منتهی به مردمسالاری دینی و انتخابات، شنیده بودید؟ لینک بدهید! . پ.ن 2 : آرمان عزیز لینک بسیار مفیدی از محسن کدیور در همین باره فرستاد (اینجا http://bit.ly/IOHYYE). مطالعه آن را حتما توصیه میکنم. کدیور نوشته که «قائلان به «حفظ نظام از طریق اسرائیلیات» عبارت «باهِتوُهُم» در حدیث یادشده را به معنی «به آنها بهتان بزنید» ترجمه می کنند، نه «آنها را (با استدلالهای خود) مبهوت کنید».» .
Reshared text: سید ضیاالدین دری نویسنده و کارگردان سریال «کلاه پهلوی» در پاسخ به برخی انتقادات مربوط به حجاب و آرایش زنان این سریال :
"شنیدهام دوستان قلم به دست گرفته و نشستهاند خدای نکرده تنها به جنس مؤنث در سریال دقت کردهاند! اگر این باشد، باید استناد کنم به صحبت حضرت امام(ره) که گفتند کسانی که نمیتوانند جلوی ذهنیات شهوانیشان را بگیرند، اصلاً نبینند! درواقع ایشان گفته بودند دیدن فیلم برای این افراد حرام است!"
البته مثل همیشه علم الهدی از پیشروان بود :"در روزهای گذشته سید احمد علم الهدی با انتقاد شدید از پخش سریال کلاه پهلوی اظهار کرد: آیا برای تبیین مسائل دوره رضاخان باید بیعفتی و بیحجابی را ترویج دهید؟"
روز سمپاد و سمپادی بودن صندوقک: امروز چهاردم اردیبهشت روز سمپاده ، سازمان ملی استعدادهای درخشان یا به قول خودمون تیزهوشان ، از اون روزهایی که برادرم همیشه می گفت تو شاید خرگوش باشی اما تیزهوش نیستی .
زندگی سمپادی تو نوجوونی زندگی عجیب غریبیه ، نه اینکه خودت بخوای اما اطرافیان چه فامیل چه دوست چه آشناها همه یه جور دیگه بهت نگاه می کنند، همه ازت انتظارات عجیب و غریب دارند و در عین حال هستند کسان زیادی که تا جایی اشتباه می کنی به رخت می کشند که ها دیدی پس الکی بهتون برچسب باهوش بودن زدند و یه جا جمعتون کردند وگرنه چیز خاصیم نیستید، تا وقتی کسی نمیدونه سمپادی هستی همه چیز خوبه ، باهم میگید می خندید اما بمحض لو رفتن این واقعیت انگار یه پرده نازک بین شما کشیده میشه . و حتی اگه خودت هم بخوای خیلی وقتها دیگه اون راحتی نیست مگه تا وقتی که دوباره اونقدر بشناسنت که باور کنند تو خودت رو ادم جدا و خاصی نمی دونی و اونهان که به خودشون و تو این ذهنیت رو القا می کنند که جدای از آدم های عادی هستی . برادر من همیشه برای اینکه من رو از ناراحتی دربیاره بشوخی می گفت این همون سازمان استثناییهاست برای اینکه جمعیتشون پخش بشه اسمش رو عوض کردند.
اما جدای از این نگاه عجیب غریب بیرون و سخت گیریهای نامتعارف مدرسه ، زندگی من توی هفت سالی که در سمپاد بودم، جزو بهترین سالهای زندگیم بود و دوستانی داشتم که به لطفشون خاطرات خوش مدرسه ام از خاطرات بدش بیشتره. دوستانی که سال 77 باهم از فرزانگان فارغ التحصیل شدیم. شاید این دید بیرون بود که باعث این اتحاد شد ، شاید هم واقعا گروه ما خودش توی خودش چیزی داشت که همیشه با هم بود. اونقدری که ما متحد بودیم و اونقدری که در مقابل آزار و اذیت های مدرسه ما باهم بودیم فکر نکنم هیچ گروه دیگه ای بود، تاجایی که وقتی سال 77 تموم شد، یکی از ناظم های مدرسه گفت خیالم راحت شد گروه شما فارغ التحصیل شد. و ناظم دیگری که سر یه جریان جزیی و بازی بچه گانه داشت زندگی من و دوتا از دوستانم رو نابود می کرد، اقرار کرد که شماها همیشه پشت هم بودید.
همیشه می گفتند اگه تو مسابقات، امتحانات سراسری و… دیدید یه سری بچه ها همه دور هم جمع شدند باهم فقط دارن میگن و میخندن بدونید بچه های فرزانگان هستند. و جالب بود که ناظم ها و مدیر مدرسه بجای اینکه از شنیدن این حرف خوشحال بشن می گفتن اه اه نخندید، خندیدن دختر بده، یعنی چی بچههای فرزانگان اینقدر می خندند، اما ما توجه نکردیم . مرسی بچهها که هیچوقت تسلیم این حرفهای احمقانه نشدید.
همه می گفتند بچه های فرزانگان خرخونند وفقط درس می خونند اما همیشه اعضای اضلی تیم شهر و استان تو بسکتبال بچههای ما بودن، با معلم های خوب ، خوب بودیم و با معلم های ضعیف و پرادعا، بد. اما خب متحد بودیم. هرکار می خواستیم می کردیم چون باهم بودیم. هیچ جای دیگه تا این لحظه تو زندگیم این اتحاد دیگه وجود نداشته و بخاطر همین از همه بچه ها چه اونهایی که هفت سال رو باهام بودند چه اونهایی که فقط چهار سال دبیرستان ، بخاطر این تجربه ممنونم. یاد گرفتم که اگه بهم زور گفتند نگاه نکنم یاد گرفتم هرجا تونستم از دیگران پشتیبانی کنم و یاد گرفتم حتی وقتی زندگی و دیگران بهم سخت گرفتند،راهی پیدا کنم که بتونم لذت ببرم.
Reshared text: آدمیزاده دیگه یهو دیدی ناغافل لک لک ها براش دو تا بچه هم آوردن :)) نمیشه که انداختشون زیر دست این احمق ها ، همه هم که نمی تونن جونشون رو بردارن و برن .. من میگم آدم خودش تو خونه بچه رو آموزش بده ، ببره متفرقه امتحاناتش رو بده هر سال ها ؟ بهتر نیست ؟
===============
بهمن کارگر٬ رئیس بنیاد «حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس» گفته است: «اینکه دفاع مقدس را در چند سازمان محدود کنیم کار درستی نیست. باید دفاع مقدس در متن خانوادهها قرار گیرد٬ از مهدکودکها شروع شود و در مدارس تدریس شود.»
خبرنگار دیگری از بیبیسی فارسی فیلم دیگری از جواب احمدینژاد پخش کرد که از دوربینی با زاویه دیگر فیلمبرداری شده. کیفیت صدا به خوبی قبلیها نیست ولی تصویر وضوح بالایی دارد:
Reshared text: من هم با دلی ناآرام و قلبی چرکین رفتم به روحانی رای دادم. البته صندوق های ما توی شهرک غرب تهران صبح تا حدی خلوت بود. اما الان حسابی شلوغ شده و تعرفه کم آوردن.
در این میان دوتا اتفاق خوب افتاد؛ با صحبتایی که بابام با مسوول های حوزه کرد فهمیدیم که تمام بدنه اجرایی حوزه های رای گیری تغییر کرده. یعنی اون شبکه مسلط وزارت کشور این بار جای خودش رو به گروه تازه کاری از آموزش و پرورشی ها داده. این اتفاق نسبتا خوبیه. هماهنگ کردن این تیم جدید برای سازمان دهی آرای مختلف کار مشکل و بعیدیه. بابام می گفت ناظران شورای نگهبان به شدت از این موضوع ناراحتند و بارها به وزارت کشور بابت ناشی بودن منشی ها و عوامل اجرایی شکایت کردند. اتفاق خوب دوم اقبال مردم به لیست اصلاح طلبان شورای شهره. هر کی با لیست می رفت سر صندوق یک متقاضی ای پیدا میشد که لیست رو ازت بگیره و برگه رایش رو پر کنه. با این حساب احتمال حضور تعداد قابل توجهی اصلاح طلب در شورای شهر اصلا دور از ذهن نیست. (با فرض صحت انتخابات دیگه!)
من خوش خیال بودن رو دوست ندارم اما این سری با وجود همۀ گمانه زنی های بدبینانه احتمال میدم تحول خواهان ایرانی خودی نشان داده اند اساسی!
Reshared text: محمود احمدینژاد - #مناظره چهار سال دیگه:
در دولت مهرورز دانشجو فقط در داخل ممنوع التحصیل میشد ولی جلوی خروجش از کشور رو نمیگرفتیم! میذاشتیم بره خارج درس بخونه! در دولت آقای جلیلی این ممنوعالخروجی دانشجوها پیش اومد در دولت ما فیلترشکنها کار میکرد. کجا وضع اینترنت اینجوری بود که فقط خامنهای دات آی آر باز بشه! ما این افتخار رو داشتیم که با وجود تحریمهای سنگین تورم فقط دو رقمی داشتیم.! الان تورم سه رقمی شده! در حوزه سیاست خارجی ما روابط خوبی با جزایر قمر و کلی کشور در حال توسعه تو آفریقا داشتیم! الان وضع طوری شده که فقط سه تا سفیر خارجی تو تهران هستند!
[تو خیابون ملت داد میزنند: ناجی ملت ما! محمود احمدینژاد]
Reshared text: شهر دارد حالت حکومت نظامی به خود میگیرد. سر چهارراهها و میادین نیروهای ضد شورش مستقر کردهاند. برخی از خیابانها را هم ایست و بازرسی گذاشتهاند. گویا استوانه نظام هم قرار است رد صلاحیت شود!
امشب خبر ۲۰:۳۰ دلایل جدایی گواردیولا از بارسلونا رو موشکافی کرد و به قول خودش پرده از حقایقی برداشت. گفت که: به دلیل حمایت های پپ از فلسطین و همچنین چند سال پیش که رونالدینیو در مصاحبه ای آرزو موفقیت برای اسرائیل در برابر لبنان داشته و پپ از این قضیه ناراحت شده و اونو از تیم بیرون کرد! این قضایا باعث شده که دلال های صهیونیست اطراف بارسا زیرابش رو بزنند و امسال باهاش قرارداد نبستن.
Reshared text: ما فرض مي كنيم كه يك ملتي تمامشان راي دادند كه يك نفري سلطان باشد؛ بسيار خوب ،اينها از باب اينكه مسلط بر سرنوشت خودشان هستند و مختار به سرنوشت خودشان هستند، راي آنها براي آنها قابل عمل است . لكن اگر يك ملتي راي دادند - ولو تمامشان - به اينكه اعقاب اين سلطان هم سلطان باشد، اين به چه حقي [است ؟] ملت پنجاه سال پيش از اين ، سرنوشت ملت بعد را معين مي كند؟ سرنوشت هر ملتي به دست خودش است.
مطلب جنجالی علیه جریان سیاسی مشهور به اصلاح طلب و ابراز تمایلشان برای شرکت مجدد در انتخابات ریاست جمهوری. اون ۳ سیاستی که زیر بخش «سازوکارهای حفظ پیوستگی» با شماره نام برده و توضیح داده و مثال زده رو بخونید.
مجید محمدی (جامعهشناس)، رادیو فردا: در دو دهه گذشته علی خامنهای و همراهان نظامی و امنیتی وی به تحقیر، توهین، تخفیف و زجر اصلاحطلبان مذهبی پرداختهاند اما هنوز بخش قابلتوجهی از آنها به نظام، ولایت فقیه و ولایت خامنهای وفادار ماندهاند یا چنین مینمایند تا کمتر به تیر کینه و خشم علی خامنهای گرفتار آیند.
آیا وابستگی اقتصادی آنها به حکومت یا وابستگی آنها به امتیازات و رانتهای قبلی یا پروندههای فساد برخی از آنها برای توضیح این وفاداری کافی است؟ اگر چنین است چرا برخی از آنها که کمتر دچار رانتخواری یا فساد بودهاند نیز به نظام و ولایت فقیه وفادار ماندهاند؟ آیا کینهتوزی علی خامنهای علت این گونه رفتار است؟ اگر چنین است چرا برخی از آنها از این کینهتوزی هراسی نداشته و هزینههایی را نیز پرداختهاند؟ از سوی دیگر چرا برخی از آنها راه خود را از نظام جدا کرده و علیه اصلاحطلبان مذهبی وفادار موضع میگیرند؟ پاسخ را عمدتاً میتوان در سندرم استکهلم جستجو کرد.
این ره که میرفتند به استکهلم بود سندرم استکهلم گریبان کسانی را میگیرد که زیر سلطه زندگی میکنند و برای بقا نوعی رابطه عاطفی با سلطهگر پیدا کردهاند. این رابطه عاطفی ناشی از فشار روانی، وابستگی و نیاز به همکاری برای ادامه بقاست. اصرار به فعالیت سیاسی در چارچوب نظام علیرغم بسته بودن همه مسیرها برای فعالیت و تحقیرهایی که در جریان فعالیت سیاسی بر افراد وارد میآید یکی از نشانههای این رابطه عاطفی است. مسیری که اکثر اصلاحطلبان مذهبی در دو دهه گذشته رفتهاند- بدون درس آموزی از تجربیات و خطاها- آنها را امروز به جایی رسانده که نمیتوانند از رابطه عاطفی با استبداد مذهبی و در رأس آن ولایت فقیه بیرون بیایند. البته علی خامنهای به آنها آموخته که اگر بخواهند از تجربیات خود درس بگیرند سال ها در زندان خواهند ماند.
دعوت به کنش بیحاصل از نشانههای دیگر سندرم استکهلم دعوت به عمل سیاسی در عین علم به بیحاصلی آن است. برای یک نمونه روشن از این نشانه نگاهی بیندازید به توصیههای صادق زیبا کلام به اصلاحطلبان و نتیجهگیری وی. او نخست به اصلاحطلبان میگوید تکلیف خود را با انتخابات روشن کنید و به طور تلویحی میگوید به صحنه بیایید و فعال باشید: «فرض ما بر این است که شرکت در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ میتواند فرصتی برای تحقق اهداف و خواستههای اصلاحطلبان باشد.» (هفتهنامه مثلث، به نقل از خبرگزاری فارس، ) اما چند جمله بعد بیحاصلی این شرکت را بیان میکند: «سؤال سخت آن است که دکتر عارف، به عنوان یک رئیسجمهور اصلاحطلب [در صورت موفقیت] چقدر خواهد توانست آن اهداف کوتاه مدت و بلندمدت اصلاحطلبان را... [آزادی سیاسی، رفع توقیف از تشکلهای اصلی اصلاحطلبان، رفع ممنوعیت و محرومیت از تحصیل برای دانشجویان از جمله اهداف کوتاه مدت اصلاحطلبان است، اهداف بلند مدت آنان هم عبارتند از آزادی مطبوعات، آزادی بیان، آزادی اندیشه، آزادی اجتماعات و تشکلهای سیای، انتخابات آزاد و حاکمیت قانون] تحقق ببخشد؟ واقعیت تلخ آن است که خیلی خیلی کم و تقریباً در حد صفر... حکایت ریاست جمهوری دکتر عارف و پیروزی احتمالی اصلاحطلبان در خرداد ۹۲، تکرار پیروزی چشمگیر و شیرین دوم خرداد ۷۶ و ریاست جمهوری خاتمی خواهد بود. در عین حال همان وضعیت خاتمی و اصلاحطلبان مجدداً تکرار خواهد شد. چرا که هیچ دلیلی وجود ندارد که تصور کنیم شانس عارف برای پیشبرد اصلاحات بیشتر از شانس خاتمی در سال ۷۶ باشد.» (همانجا)
نویسنده خود به بیحاصلی این موضوع واقف است و در نهایت علیرغم سخن گفتن از عارف به اصلاحطلبان توصیه میکند که به نامزد طرف مقابل (قالیباف) رأی بدهند. دعوت به فعالیت پر هزینه سیاسی بدون هیچ چشمانداز امیدبخش، و تلاش برای انتخاب نامزد طرف مقابل صرفاً بیانگر آن رابطه عاطفی با سلطهگر و دلبستگی به نظام سلطه است.
دامان نظام اقتدارگرایان وجود این سندرم را در میان اصلاحطلبان مذهبی به خوبی تشخیص دادهاند و از همین جهت به آنها توصیههایی جهت بازگشت به «دامان نظام» با توبه و عجز و لابه میکنند: «راههایی برای بازگشت به نظام برای افرادی که در جریان فتنه سکوت کرده یا به طور غیرمستقیم در مقاطعی از آن حمایت کردند وجود دارد... این افراد با توبه، اقرار آشکار به اشتباهات خود و تعهد به پذیرش اصول و مبانی نظام میتوانند راه خود را برای ورود به عرصههای اجتماعی و سیاسی در کشور باز کنند.» (علی سعیدی، نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران، باشگاه خبرنگاران جوان، ۳۱ مرداد ۱۳۹۱)
سازوکارهای حفظ پیوستگی
اصلاحطلبانی که از سندرم استکهلم رنج میبرند در بزنگاههایی که ممکن است حکومت ساقط شود یا عقبنشینی کند (تیر ۱۳۷۸، خرداد ۱۳۸۸) کنارهجویی پیشه میکنند و خواستههای خود را به دست حوادث میسپارند تا اولاً دچار تجربههای سهمگین گذشته در صورت شکست اعتراضات (شکنجه، ضرب و شتم و بد دهنی، انفرادی، گذراندن سالها در زندان، محرومیت از فعالیت سیاسی، قرار گرفتن خانواه در شرایط فشار) نشوند، ثانیاً حدی از پیوستگی میان اعضای گروه «اصلاح طلبان به هر قیمت/حافظان نظام به هر قیمت» را حفظ کنند تا دوباره بتوانند زیر عبا و عمامه این و آن به سطحی از قدرت دست یابند و ثالثاً امکان حضور در جامعه سیاسی را با همه قیودات استبدادی و اقتدارگرا مجددا پیدا کنند.
اصلاح طلبان مذهبی برای توجیه این رفتار به سه سیاست تمسک میجویند:
۱) تفکیک طریقیت و موضوعیت: برای آنکه آنها را در باب مشارکت سیاسی بیفایده و رونق بخشیدن به انتخاباتی که پیروز همیشگی آن اقتدارگرایان هستند (مسابقه با بستن دست رقبا) سرزنش نکنند بدین سو رفتهاند که مشارکت سیاسی به هر قیمت روشی است برای ماندن در صحنه برای روز مبادا حتی اگر هیچ نتیجه خاصی بر آن مترتب نباشد در حالی که مشارکت سیاسی در عرصه سیاست بدون نتیجه عملی در تضاد با اصول عقل عملی است: «هرچند درواقع میباید بتوان اهداف اجتماعی و سیاسی را از راههای دیگر تأمین کرد و انتخابات فقط برای وزنکشی است اما وقتی که چنین نیست به ناچار باید به انتخابات به عنوان یک امکان برای تحول اجتماعی و بروز کنش سیاسی و بسیج و سازماندهی نیروها نگاه کرد... اگر ازانتخابات هم نتیجهای حاصل شد چه بهتر. در غیر این صورت در همین حد هم گامی به پیش است.» (عباس عبدی، مهر، ۴ شهریور ۱۳۹۱)
۲) مقابله با بیگانه: اگر وارد کردن عنصر بیگانه به تحلیل توسط اقتدارگرایان برای توجیه سرکوب مخالفان است، طرح این عنصر توسط اصلاحطلبان مذهبی برای دادن اخطار به حاکمان است که «ما را بیرون نیندازید. در برابر دیگران به ما نیاز دارید.» آنها بدون اشاره به مسبب، خطر جنگ برای کشور را عاملی برای نزدیکی شکنجهگر و قربانی معرفی میکنند و نزدیکی این دو بخش را اتحاد در جامعه میخوانند: «مسئله اصلی این نیست که اصلاحطلبان در انتخابات شرکت کنند یا نکنند مسئله من این است که مملکت به سمتی برود که جنگ و درگیری نشود و آنچه مهم است این که اتحادی در جامعه به وجود بیاید که بیگانه نتواند اینطور به کشور نگاه کند که میتواند به کشور حمله کند.» (عباس عبدی، مهر، ۴ شهریور ۱۳۹۱)
در اینجا مشخص نیست منظور از اتحاد جامعه چیست: چگونه جامعهای که حکومت آن را شقه شقه کرده و دشمنی آفریده میخواهد متحد شود؟ متحد پیرامون چه هدفی؟ آیا اتحاد میان غارتشده و غارتکننده، اوباش و قربانیان آنها، یا جنایتکار و مقتول ممکن است؟
هرجا سخن از بیگانه در ادبیات اصلاحطلبان مذهبی یافتید میتوانید از آنجا به نشانههای سندرم استکهلم (تلاش برای به دست آوردن دل سرکوبگر و شکنجهگر و زندانبان برای بازگشت به قدرت یا کسب درصد بسیار کوچکی از آزادیهای از دست رفته آن هم با خواهش و تضرع: نگاه کنید به مصاحبه عباس عبدی با الف در این باره، ۱۲ شهریر ۱۳۹۱) پی ببرید چون در ۳۳ سال گذشته تنها اقتدارگرایان برای از میدان به در کردن رقیب به بیگانه ارجاع کردهاند و با آتشافروزی.
۳) پوزش از اعتراضات قبلی: این سیاست برای به دست آوردن دل اقتدارگرایان (زندانبانان، شکنجهگران، دستور تیر دهندگان، صادرکنندگان احکام اعدام و سنگسار و قطع عضو) است بالاخص هنگامی که معترضان به وضع موجود اعم از اصلاحطلب یا برانداز حرکتی بر خلاف میل حاکمان انجام داده باشند. این را میتوان خود- توابسازی نامید به این معنی که اصلاحطلبان مذهبی در مواردی خود به نفی اعتراضات گذشته میپردازند تا تحت شکنجه مجبور به اعتراف و توبه نشوند و مجبور نباشند کاملاً از سیاست جاری (فعالیت سیاسی با قبول ولایت فقیه) فاصله بگیرند.
اصلاحطلبان با اعتراض به اعمال گذشته هم پیمانان خود عملاً فرودستی سیاسی خود را میپذیرند تا به عنوان فرودست مشارکت و رقابت سیاسی دشاته باشند. محمد خاتمی پیگیر جدی این سیاست در سالهای پس از اعتراضات مابعد انتخابات سال ۸۸ بوده است.
ایلنا: اگر پلیس و نیروی انتظامی در آن منطقه حضور دارد برای رعایت نظم و امنیت آن منطقه و محدوده است. دفتر آقای خاتمی روال عادی کار خود را ادامه میدهد و ملاقاتها صورت میگیرد.
نماینده مجلس نهم شورای اسلامی گفت: برخی شایعات منتشر شده مبنی بر حمله به دفتر آقای خاتمی در خیابان یاسر کذب است و صحت ندارد.
محمدرضا تابش در گفتگو با خبرنگار ایلنا، در خصوص شایعه حمله ماموران امنیتی به دفتر آقای خاتمی اظهار داشت: پیامکی به دست برخی افراد رسیده مبنی بر اینکه امروز عدهای با تجمع در مقابل دفتر آقای خاتمی از ایشان برای ثبت نام در وزارت کشور دعوت به عمل میآورند که دفتر این اطلاعیه را تکذیب کرده و هشدار داده بود که تجمع صورت نگیرد.
وی ادامه داد: اگر پلیس و نیروی انتظامی در آن منطقه حضور دارد برای رعایت نظم و امنیت آن منطقه و محدوده است.دفتر آقای خاتمی روال عادی کار خود را ادامه میدهد و ملاقاتها صورت میگیرد و نیروی انتظامی منعی برای انجام ملاقاتها قرار نداده است.
محمدرضا تابش در پایان افزود: نیروی انتظامی کاری به دفتر آقای خاتمی ندارد و خبر محاصره دفتر ایشان تکذیب میشود.
RESHARE: یکی از خیانتهاش به کی؟ مردم یا آقا؟ قضیه اونهایی که میگن تخریب خیلی بده و فکر میکنند این ژست پز اخلاقی داره
نمیگن این دروغه که بده و اگر برملا شدن راستی باعث تخریب کسی میشه تقصیر افشا کننده چیه که اگر از چیزی که به مردم و مصالحشون مربوطه باخبره و افشا نکنه خائنه و باید ازش تقدیر و حمایت هم بشه بابت مطلع کردن بقیه از کارهای پنهانی کسانی که قراره خدمتگزار مردم باشند. (البته معناش این نیست که هرکسی چیزی رو افشا کرد که دونستنش حق مردمه انگیزه افشا کنند هم خدمت به مردم بوده باشه و مثلا تسویه حساب سیاسی نبوده باشه. خصوصا که قبلش با بگم بگم گفتن گروکشی هم کرده باشه و اگر کارش راه نیفتاد بگه!)
ولی حالا مگه ایران فعالیت هستهای غیرصلحآمیز داره که افشا شدنش خیانت به منویات آقا باشه و باید مثل اون همه ساله قبلش مخفی میمونده؟
Reshared text: یکی از خیانت های دولت اصلاحات اونجاست که فاطمه حقیقت جو نماینده مجلس 6ام ، توی سخنرانیش در ماساچوست امریکا میگه : از فعالیت های هسته ای ایران کسی مطلع نبود و دارای طبقه بندی خاصی بود که حتی اقای رئیسجمهور هم اطلاعی از بعضی از آن نداشت اما این مجلس بود که این موضوع را علنی کرد. این صحبت ایشون هم مواجه شد با سوت و کف کشیدن مستمعین اون سخنرانی
Reshared text: نایب قهرمان پارالمپیک میگوید پیش از مراسم اهدای مدالها با کیت میدلتون ملاقات داشته و در این ملاقات توضیح داده که به دلیل تقیدش به رعایت قواعد اسلامی نمیتواند با او دست دهد و میدلتون نیز اعلام کرده که نسبت به این مساله آگاه است. حالا یک نفر افراطیونی را جمع کند که در یکسو ذوق زده شده اند از اینکه عروس ملکه انگلیس سکه یک پول شده و برنده ایرانی مدال نقره به او بیاعتنایی کرده و در سوی دیگر ورزشکار ایرانی را متهم میکنند که به واسطه دست ندادن در هنگام توزیع مدالها رفتار بیادبانهای را از خود نشان داده است.
*کامران متین استادیار روابط بین الملل در دانشگاه ساسکس بریتانیا است
بحران دیپلماتیك بین ایران و بریتانیا و خروج دیپلمات های ارشد اكثر كشورهای بزرگ اروپایی از ایران، به گمانه زنیها در باره خطر حمله نظامی غرب به ایران دامن زده است.
استدلال هایی كه تا كنون در جدی نبودن این خطر ارائه شده اند بر چند فرض استوارند كه مهمترین آنها عبارتند از: عدم توانایی مالی آمریكا و هم پیمانان اروپاییش، به دلیل بحران اقتصادی غرب، برای درگیری در یك جنگ بزرگ دیگر؛ مخالفت چین و روسیه با حمله نظامی به ایران؛ عدم امكان پیروزی نظامی سریع بر ایران با توجه به مساحت و توانایی های نظامی ایران؛ و سرانجام احتمال بسیاركم حمله یك جانبه اسرائیل به ایران، بدون موافقت و همكاری آمریكا كه با توجه به فرضیات بالا مایل یا قادر به حمله به ایران نیست.
اما این فرضها تا چه حد درستند؟
فرض اول مبتنی بر دركی سنتی از اقتصاد سرمایه داری است كه بر اساس آن بهترین راهكار برای انباشت سرمایه توسط شركتها و كمپانی ها، باز سرمایه گذاری بخش اعظم سودشان در توسعه تكنولوژی و ابزار تولید، و یا خرید و ادغام شركتهای رقیب كوچكتر و یا تركیبی از هر دوی اینهاست.
این رویكرد معتقد است كه بهترین نتایج هر دوی این استراتژی های انباشت، در متن تولید رقابتی و تجارت در بازار آزاد و تحت شرایط صلح آمیز به دست می آید.
اما جاناتان نیتزان و شیمشون بیچلر، دو محقق اقتصاد سیاسی دانشگاه یورك در تورونتوی كانادا نظریه «انباشت افتراقی» یا "differential accumulation" را ارائه كرده اند كه این درك سنتی از كاركرد اقتصاد سرمایه داری را رد می كند.
بر اساس نظریه «انباشت افتراقی»، «سرمایه غالب» همواره در پی كسب سود نسبی و نه مطلق است، امری كه تنها مستلزم پیشی گرفتن از رقبای اصلی است.
این امر به نوبه خود، استفاده از قدرت سیاسی - نظامی دولت ها در بیرون راندن رقبا از میدان و یا تاثیرگذاری بر تعیین قیمت كالاهای استراتژیك در بازارهای جهانی را به روشی مطلوب و حتی گاهی به بهترین روش بدل می كند.
میزان امكان استفاده بخش های مختلف سرمایه از قدرت دولتی نیز به نوبه خود، به میزان فاصله سیاسی آنها از مراكز فرماندهی و سیاست گذاری دولت بستگی دارد.
برای اثبات این نظر جاناتان نیتزان و شیمشون بیچلر به بررسی جنگ های خاورمیانه پرداخته اند و نشان داده اند كه تقریبا تمامی جنگهای بزرگ منطقه نظیر جنگ های اسرائیل و اعراب در دهه های ٦٠ و ٧٠ میلادی، حمله اسرائیل به لبنان در سال ١٩٨٢، و جنگ آمریكا و عراق بر سر كویت در سال ١٩٩١ به فاصله كوتاهی به دنبال آغاز دوره هایی از ركود اقتصادی درغرب، و به خصوص آمریكا، رخ داده اند.
در تمامی این جنگ ها «سرمایه غالب» آن دوره در آمریكا، یعنی سرمایه مربوط به صنعت نفت و انرژی، از رقبای خود در دیگر بخشهای اقتصاد پیشی گرفته اند، چرا كه میزان افزایش بهای فراورده های تصفیه شده نفتی كه آنها تولید، توزیع، و فروشش را در انحصار داشته اند بسیار بیشتر از میزانی بوده که بهای نفت خام (که آنها کماکان ناگزیر به خریداری اش بوده اند) در پی جنگ افزایش یافته است.
ضمن اینكه در همه این جنگ ها كشورهای تولید كننده نفت و به خصوص عربستان سعودی، سودهای سرشاری كسب كرده اند كه اغلب یا صرف خرید اسلحه از آمریكا شده اند و یا در صنایع مالی و بانكی آمریكا سرمایه گذاری شده اند كه در هر دو حالت به رشد (مجدد) اقتصادی آمریكا كمك كرده اند.
تجربه عبور شگفتی آور آمریكا از شدیدترین ركود اقتصادیش در دهه های ١٩٢٠ و ١٩٣٠ میلادی و تبدیل شدنش به قدرت غالب اقتصادی و سیاسی در جهان كه از طریق شركت در جنگ جهانی دوم در كنار متحدین ممكن شد استدلال اصلی این نظریه را تقویت می کند كه تحت شرایطی جنگ می تواند موجب رونق اقتصاد سرمایه داری شود.
علاوه بر همه اینها، بعضی کشورهای ثروتمند منطقه، توانایی (و شاید، تمایل) دارند که حداقل بخشی از هزینه های آمریکا در جنگ احتمالی با ایران را تامین کنند، كاری كه عربستان، به همراه ژاپن، در مورد جنگ آمریكا برای آزاد سازی كویت انجام داد و بخش اعظم هزینه های آن جنگ را پرداخت کرد.
بنابراین از چشم انداز نظریه انباشت افتراقی، جنگ در خاورمیانه و خلیج فارس نه تنها امری الزاما غیر اقتصادی نیست، بلكه حداقل برای بخشهای مهمی از اقتصاد آمریكا، یعنی بخش نفت و انرژی، و البته اسلحه سازی، بسیار هم پر سود می تواند باشد، بخشهایی كه در اروپا و به خصوص بریتانیا هم بسیار مهم هستند.
تنها مانع در این میان، دوری سنتی حزب دمكرات، حزب حاكم كنونی در آمریكا، از سرمایه داران بزرگ نفتی است. این امر تا حد زیادی توضیح می دهد که چرا کاندیداهای حزب جمهوریخواه، حزبی که به طور سنتی به سرمایه داران نفتی آمریکا بسیار نزدیک است، در آستانه انتخابات ریاست جمهوری از اقدام نظامی علیه ایران، آشکارا و شدیدا حمایت می کنند.
اما نیاز باراك اوباما به خلع سلاح تبلیغاتی جمهوری خواهان در مبارزات انتخاباتی و اعمال نفوذ لابی های پر قدرت اسرائیلی می تواند این مانع را از میان بردارد.
مخالفت چین و روسیه با حمله به ایران نیز آنقدرها كه به نظر می رسد غیر قابل انعطاف نیست. اقتصاد چین به گونه ای استراتژیك با اقتصاد آمریكا در هم تنیده است.
آمریكا بزرگترین بازار محصولات چینی است. تداوم این بازار استراتژیك بدون تداوم قدرت خرید مصرف كنندگان آمریكایی كه منوط به رونق اقتصادی آمریكا است امكان پذیر نیست.
چند صد میلیارد دلار مازاد تجاری چین در صنایع مالی و بانكی آمریكا سرمایه گذاری شده و هر گونه ركود دراز مدت اقتصاد آمریكا منجر به كاهش شدید نرخ رشد اقتصادی در چین می شود.
بنا بر این برای دولتمردان به غایت مصلحت گرای چینی انتخاب بین تجارت نسبتا محدود با ایران و روابط اقتصادی حیاتیشان با آمریكا دشوار نخواهد بود، حتی اگر بقای این روابط اقتصادی، مستلزم جنگ آمریكا علیه ایران باشد.
روسیه هم اگر چه روابط اقتصادی اش با آمریكا به گستردگی و حجم چین نیست ولی تا حد زیادی به فروش نفت و گاز به اتحادیه اروپا متكی است.
ضمن اینكه تنها حربه چین و روسیه در مخالفتشان با حمله احتمالی به ایران، استفاده از حق وتو در شورای امنیت سازمان ملل متحد است. اما در صورت وقوع «حمله پیشگیرانه» از سوی اسرائیل كه طبیعتا بدون رجوع به شورای امنیت رخ خواهد داد امكان اعمال مخالفتی تاثیر گذار از سوی چین و روسیه بسیار محدود خواهد بود.
فرض سوم نیز چندان مستحكم نیست. توانایی نظامی ایران در یك جنگ احتمالی دو مولفه اصلی دارد: تشویق و پشتیبانی از حزب الله لبنان برای گشودن جبهه دوم علیه اسرائیل و حمله موشكی مستقیم به اسرائیل و نیز به كشتی ها و نیروهای آمریكا و متحدینش درمنطقه خلیج فارس.
مولفه اول تنها با وجود پل ارتباطی سوریه كه كانال اصلی پشتیبانی لجستیك و نظامی ایران از حزب الله است می تواند ادامه موثری داشته باشد. ولی با توجه به فشار فزاینده سیاسی و اقتصادی بین المللی بر سوریه، بقای رژیم بشار اسد چندان محتمل به نظر نمی رسد، فشارهایی كه هزینه های مالی آن برای تركیه و كشورهای عضو اتحادیه عرب و اتحادیه اروپا را عربستان سعودی، احتمالا بسیار مشتاقانه تامین می كند.
تكنولوژی موشكی جمهوری اسلامی بسیار ابتدایی و نادقیق است و بعید است كه با وجود سیستم های بسیار پیشرفته دفاع ضد موشكی آمریكا و اسرائیل كارآیی چندانی داشته باشد.
انفجارهای اخیر در مراکزی که گفته می شود پایگاه های موشكی سپاه پاسداران بوده اند نیز، می تواند به معنای تحلیل عددی موشك های دوربرد ایران باشد.
از طرف دیگرتا پایان سال جاری نیروهای آمریكایی تقریبا به تمامی از عراق خارج خواهند شد. در نتیجه، عملیات احتمالی نیروهای عراقی شیعه هوادار ایران علیه سربازان آمریكایی در عراق نیز نتایج محدودی خواهد داشت.
مضافا اینكه نیروهای نظامی آمریكا توانایی اشغال بنادر مهم ایران در خلیج فارس و قطع شریان های اصلی اقتصادی ایران را دارند، بدون آنكه همانند جنگ علیه عراق بخواهند تمام خاك ایران را اشغال كنند.
علاوه بر اینها شواهد نشان میدهند كه چنانچه آمریكا تصمیم به حمله به ایران را اتخاذ كند، پروایی از استفاده از سلاح های اتمی تاكتیكی علیه اهداف نظامی و اقتصادی ایران نخواهد داشت، چنین امری به كشته شدن هزاران، اگر نه دهها هزار، شهروند غیر نظامی ایران منجر خواهد شد و زیرساختهای اقتصادی ایران را همانند عراق به كلی ویران خواهد كرد؛ زیرساخت هایی که بازسازی آن پس از جنگ، احتمالا در قالب قراردادهای پرسود اقتصادی، باز هم به شركت های در ورطه ورشكستگی آمریكایی و غربی سپرده خواهد شد.
سابقه جنگ های اسرائیل نیز فرض چهارم را سست می كند. مشارکت اسرائیل در حمله بریتانیا و فرانسه به كانال سوئز و نیز جنگ سال ١٩٦٧علیه كشورهای عربی و همچنین حمله به مراكز هسته ای عراق و سوریه در سالهای بعد، بدون مشاوره قبلی با آمریكا انجام شد.
نوام چامسكی در كتاب «مثلث سرنوشت ساز» با توسل به اسناد متعدد نشان می دهد كه دسترسی اسرائیل به اسرار نظامی آمریكا به مراتب بیشتر ازدسترسی آمریكا به اسرار مربوط به برنامه های استراتژیك اسرائیل است.
نكته مهم دیگر در این ارتباط این است كه اسرائیل به دفعات، به خصوص در رابطه با احداث شهرك های یهودی نشین در اراضی فلسطینی، دولت آمریكا را در مقابل عمل انجام شده قرار داده و در نتیجه مقامات آمریكایی را به اكراه یا به دلخواه به همگرایی با استراتژی سیاسی-دیپلماتیك خود وادار كرده است.
به همه اینها باید شرایط خاص ناشی از بحران جاری حاكمیت و مشروعیت در جمهوری اسلامی و آثار آن بر سیاست خارجی ایران را نیز اضافه كرد.
سركوب وسیع معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری اسلامی سال ١٣٨٨ و حذف عملی و كامل اصلاح طلبان حكومتی از صحنه سیاسی ایران مشروعیت مردمی جمهوری اسلامی را كه در سی سال پیش از آن، از طریق انتخابات شبه رقابتی تامین می شد غیر ممكن كرده است تا جایی كه رهبر و وزیر اطلاعات ایران، انتخابات آینده مجلس را همچون چالشی امنیتی توصیف كرده اند.
نقش گسترده سپاه پاسداران و نیروهای بسیج در برخورد با حركتهای اعتراضی توده ای دو سال اخیر نیز مقبولیت این نهادهای كلیدی نظامی-امینتی در جمهوری اسلامی را در میان عامه مردم به شدت كاهش داده است. در چنین شرایطی یك جنگ خارجی می تواند ابزار مناسبی برای تهییج احساسات ملی و مذهبی مردم و از آن رهگذر كسب مجدد پشتیبانی آنها باشد.
علاوه بر این، در شرایط درگیری در یك جنگ خارجی، جمهوری اسلامی همانند دوران جنگ ایران و عراق می تواند با دست بازتر و به شكلی حتی وسیعتر به سركوب مخالفان سیاسی خود بپردازد، مخالفانی كه طرفداران محمود احمدی نژاد، یعنی کسانی که جناح های نزدیك به رهبر جمهوری اسلامی از آنها به عنوان «جریان انحرافی» یاد می کنند، اكنون در مركز آن قرار گرفته اند.
بر خلاف اصلاح طلبان در دوران تسلطشان بر قوه مجریه و مقننه، این گروه تازه از «مخالفان»، دارای امكانات زیادی هستند و تاکنون هم اراده محكمی برای مقاومت از خود نشان داده اند.
در این شرایط یكی از موثرترین امكانات برای مهار قدرت این گروه و یا حذف سیاسی و یا حتی فیزیكی آنها می تواند در جریان جنگ با آمریكا و به بهانه تماس هایی كه رهبران این گروه، بدون اطلاع رهبری با مقامات آمریكایی داشته اند فراهم شود.
البته از منظر جناح های نزدیك به رهبر جمهوری اسلامی، سناریوی ایده آل شاید یك درگیری محدود با آمریكا باشد چرا كه آنها خود به عواقب یك جنگ تمام عیار با غرب واقف هستند. اما تحت شرایط پیچیده و انفجاری که اکنون بر روابط ایران و غرب حاکم است، ماجراجویی هایی كه برای یك چنین درگیری محدودی لازم است، می توانند دقیقا به بهانه ای تبدیل شوند كه اسرائیل و جناح های جنگ طلب در هیئت حاكمه آمریكا نیاز دارند تا یك حمله وسیع نظامی به ایران را توجیه کنند، بهانه ای كه گزارش های دو پهلوی آژانس بین المللی انرژی اتمی تاكنون برای آنها فراهم نكرده است.
با توجه به تمامی اینها می توان گفت كه خطر شعله ور شدن جنگ بین ایران و آمریكا، با همراهی و یا بدون همراهی اسرائیل، جدی تر از آن است كه عموما تصور می شود.
آنچه كه مسلم است قربانیان اصلی چنین جنگی در وهله اول تعداد بی شماری از مردم غیر نظامی ایران و ویران شدن همین مقدار محدود از زیر بناهای اقتصادی و مدنی در ایران، و در وهله دوم جنبش اجتماعی مردم ایران برای دموكراسی و عدالت اجتماعی خواهد بود.
جدی بودن خطر جنگ و عواقب دهشتناك آن برای مردم ایران لزوم مبارزه جدی و همه جانبه علیه جنگ را بیش از پیش آشكار می كند.
Reshared text: ایران: تنها کشوری در دنیا که اصلاحاتش می خواهد مردم را به بیست و پنج تا سی و پنج سال قبل برگرداند! (انگار که آن موقع چه تحفه ای بود و بودیم و خبر نداشتیم)
روحانی: اگر امروز شما جوانان در حسینیه جماران از آزادی، عزت و سربلندی سخن می گویید ادامه همان راهی است که امام دنبال می کرد جای او خالی است که بعد از بیست و چند سال ببیند حسرت آن ایام در دل جوانان ما شعله می کشد
ادامه سانسور اینترنت و فشار بر کاربران ایرانی / اینترنت در ایران هر ۳۰ ثانیه یک بار قطع میشود
تواناتک: وضعیت دسترسی به اینترنت در ایران هر روز بدتر از دیروز میشود. هنوز یک ماه از بسته شدن پورتهای وپیویان نگذشته بود که مصیبت جدید گریبان کاربران ایران را گرفته است.
بنابر گزارشهای رسیده به تواناتک و بررسیهای انجام شده اینترنت در ایران هر ۳۰ ثانیه یکبار به مدت چند دهم ثانیه قطع میشود که این مسئله باعث میشود ابزارهای عبور از فیلترینگ قطع شده و دسترسی آزادانه به اینترنت مشکلتر از گذشته شود. از طرف دیگر به نظر میرسد که دولت ایران با بهره برداری از پروژه اینترنت ملی و تفکیک سایت داخلی و خارجی سرعت دسترسی به سایتهای که هاست آن در خارج از کشور است و از پروتکلهای امن مثل ssl استفاده می کنند را پایین آورده است. این مسئله باعث به وجود آمدن اخلال در دسترسی کاربران به سرویسهایی مثل جی میل شده است. در همین رابطه یکی از کاربران از ایران در توییترش نوشته:” سایتهای سرور داخلی رو با سرعت باز میکنم :| بعد جی میل باز نمیشه :((“
ایجاد اختلال در دسترسی کاربران اینترنت در ایران در حالی ادامه دارد که علی حکیم جوادی رییس سازمان فنآوری اطلاعات گفته است قصدی برای قطع کردن اینترنت نداریم، او در اینباره میگوید: “برای چه باید اینترنت را قطع کنیم؟! بحث اصلی ما استفاده بهینه از شبکه ملی اطلاعات است.”
حکیم جوادی همچنین در رابطه با کاهش سرعت اینترنت در آستانه انتخابات گفت : “پارامترهای متعددی در سرعت اینترنت دخیل است و نزدیک شدن زمان انتخابات هیچ نقشی در کاهش سرعت نخواهد داشت.”
این در حالی است که محمد سلیمانی وزیر پیشین ارتباطات که اکنون نماینده مجلس شورای اسلامی است چند روز پیش گفت که نتوانسته است وارد حساب جیمیلش بشود و از مسئولان فعلی وزارت ارتباطات خواست از زیر بار مسئولیت در نروند.
او در گفتگو با خبرنگار ایلنا، ضمن تایید مشکلات و اختلالات اینترنتی در چند روز گذشته، تاکید کرد: از نظر من تداخل امور در زمینه فناوری اطلاعات باعث پیچیده شدن کارها و ایجاد مشکلاتی در این حوزه کرده است و معلوم نیست سر منشا این مشکلات کجاست و پاسخگو کیست؟ به عبارتی در این حوزه عدم مسئولیت پذیری ضربه های جبران ناپذیری به کسب و کار مردم وارد کرده است.
وی ادامه داد: شورای عالی فضای مجازی کشور دارد یکسری کارها را خودش به تنهایی انجام می دهد و معلوم نیست با چه کسی هماهنگ است. آیا با دولت هماهنگ است یا با وزارت ارتباطات هماهنگ است یا به طور مستقل عمل می کند؟
سلیمانی خاطرنشان کرد: مستقل عمل کردن شورای عالی فضای مجازی مانند داستان بستن vpn ها و یا فیلتر سایت های گوگل ابهام آمیز است و ما نمی دانیم اگر مرکز شورای عالی فضای مجازی سر منشا کاهش سرعت اینترنت است چرا جوابگوی این مشکلات به مردم نیست.
اما مهدی خدایی، مدیر روابط عمومی شرکت زیرساخت ارتباطات ایجاد اختلال در شبکه اینترنتی این شرکت را رد کرده است و گفته است در بخش اینترنت و توزیع و کنترل آن یک زنجیره وجود دارد که شرکت زیرساخت تنها یکی از حلقههای آن است این در حالی است که اختلال در این چند وقت اخیر مربوط به حوزه ما نیست و شاید دلیل آن در بخشهای دیگری از کشور باشد.
در ارتباط با مشکلات اخیر اینترنت در ایران و محدودتر شدن کاربران رادیو فردا گزارش داده است که “سازمان گزارشگران بدون مرز نسبت به تشدید محدودیتهای اینترنتی در ایران و فشار به رسانهها و فعالان رسانهای در آستانه انتخابات ریاست جمهوری یازدهم اعتراض کرده و گفته است که ایران برای برگزاری «انتخابات پشت درهای بسته» با جهان قطع ارتباط کرده است.
بر اساس اطلاعیه این سازمان که روز سهشنبه، ۱۷ اردیبهشت، منتشر شد، اتصال به اینترنت در بسیاری از نقاط کشور از ابتدای هفته جاری بسیار سخت و ناممکن شده است و بخش عمدهای از نرمافزارهای دور زدن فیلترینگ، نظیر ویپیان مسدود شدهاند.”
با وجود تمام این محدودیتهای بسیاری از کاربران اینترنت در ایران همچنان با تلاشهای فراوان و استفاده از فیلترشکنهای گوناگون که بعضا هر ۳۰ ثانیه یکبار قطع میشوند خود را به شبکههای اجتماعی همچون فیسبوک و توییتر میرسانند و اعتراض خود را نسبت به وضعیت اینترنت اعلام میکنند. یکی از کاربران در داخل کشور در صفحه توییتر خود نوشته است:” کلا اینترنت میدان جنگ شده تو ایران ...... جنگ عبور از فیلترینگ و سانسور ....” همچنین محمد یکی دیگر از کاربران توییتر گفته است: “از این فیلترینگِ مزخرف خسته شدم ! تا کی میخوان مغزمون رو بسته نگه دارن ؟ آخه این چه ابزاریه که دولتا در اختیار دارن واسهی احاطه بر مردمشون”
RESHARE: در کامنتها نوشته «تریلی برای ترکیه بود؛ اما مقصدش ایران نبود؛ مبدأش ایران بود! مسیرش ارومیه به ترکیه بود:|»
من سوختن گالنهای آب انار به هر دلیلی که به ذهنم نرسه رو راحتتر باور میکنم تا صادرات محصولات الکلی به صورت گالنی از مبدأ ایران که در اون ممنوعه به ترکیه که کاملا آزاده و میشه انواع و اقسام مارکهای معتبر دنیا رو در فروشگاههاش خرید.
Reshared text: آقای صداوسیما! آب انار نمی سوزد! ------------------------- از خاطرات من از صداوسیمای قشنگ مان ( قشنگ در حد تا کور شود هر آنکه نتواند دید حتی!) یکی هم این است که یک شب وسط های ماه مبارک، بخش های خبری سیما احساس وظیفه کردند که در مورد تصادفات مربوط به سه ماشین سنگین در سه نقطه از کشور اطلاع رسانی انجام دهد. یکی از اینها یک تریلی با بار گالن های آب انار بود که دچار آتش سوزی شده و تریلی و گالن ها، آنچنان که در تصویر مشهود بود، کاملاً در آتش سوخته و بخشی از آن حتی خاکستر شده بود. متن خبر هم اضافه می کرد که این تریلی برای کشور ترکیه بوده است.
من خیلی با خودم فکر کردم که چطور آن حجم بالای آب انار در آتش سوخته و اصلاً مگر آب میوه هم می سوزد؟!! از آنجایی که من خیلی بچه مثبت هستم، ذهنم هیچ طرفی نرفت، اما بعد تر همکار محترم مرا از شبهه بیرون آورد که بعله، آب انار نمی سوزد؛ آن نوشیدنی قابل اشتعال لابد از مسکرات بوده که حاوی الکل هست و ... من هیچ، من نگاه، من :|
یعنی تعهد کاری و اطلاع رسانی ِ همکاران در صداوسیما آدم را شرمنده می کند؛ خب خبرش را ندهید؛ مجبورید مگر؟! یعنی من خودم به شخصه راضی نیستم دانستن تا این حد هم حق مردم باشد؛ شما همان آشوب های پس از انتخابات را پوشش می دادید، از سرمان هم زیاد بود؛ دیگر خبر سوختن تریلی آب انار! به چه کارمان می آید؟! از در دروازه تو نمی روند این صداوسیمایی ها، ولی از سوراخ سوزن آن هم با جارویی بسته به خود، خود را به زور داخل می کنند!
رونوشت به آقای نیرو انتظامی که یک تریلی آب انار ِ قابل اشتعال! وسط جاده چه می کند!
برق منازل ۷۰۰ هزار تن در سواحل شرقی آمريکا قطع شده است
توفان سهمگين «سندی» روز دوشنبه با باد و باران شديد به سواحل شرقی ايالات متحده آمريکا رسيد و اين در حاليست که ۱۰ ايالت اين کشور با جمعيتی حدود ۵۰ ميليون نفر در حالت اضطراری به سر می برند.
به گزارش خبرگزاری رويترز، تاکنون برق منازل ۷۰۰ هزار تن در سواحل شرقی آمريکا قطع شده است.
در اين ميان، مارتين او مالی، فرماندار مريلند گفت که انتظار می رود توفان سندی، خسارت های جانی در پی داشته باشد.
هواشناسان پيش بينی می کنند که توفان سندی می تواند بزرگترين توفان در تاريخ ايالات متحده آمريکا باشد.
در همين حال، خبرگزاری فرانسه به نقل از يک مرکز مطالعاتی نوشت که خسارت مالی توفان سندی بين ۱۰ تا ۲۰ ميليارد دلار خواهد بود.
RESHARE: صرف نظر از راست و دروغ بودن خبر این فیلم مطمئن نیستم که این عکس فتوشاپی باشه ولی میدونم که مربوط به حداقل ۷ سال پیشه! اینجا میتونید به صورت خیلی جالبتری مقایسه کنید: http://www.aref-adib.com/archives/000262.html با ماوس برید روی عکس تا شباهت رو ببینید. (مگر اینکه عکس اولی شون کانری فتوشاپی آماده شده باشه که فهمیدن اون هم سخت نیست با جستجوی گوگل.)
Reshared text: این تصویر یه جاهایی منتشر شده. نه فقط توی ایمیلها و بعضی وبلاگهای ایرانی، که توی بعضی از سایتها و وبلاگهای انگلیسی با این عنوان که: فیلم Ayatollahs Holy Rollers با بازی شان کانری در نقش آیتالله خمینی در جشنوارهی فیلم کن اکران شد. جالب اینجاست که افرادی که با ذوق و شوق خبر را منتشر میکنند دقت نمیکنند که عکس سمت راست، گریم متفاوت آقای شان کانری نیست! بلکه میکس همین عکس سمت چپ است بر روی عکس آیتالله خمینی. تنها تفاوتی که ایجاد شده این بوده که توی فوتوشاپ برای همخوانی بهتر، عکس سمت چپ Flip Horizontal شده که با دقت کردن به ابروها میتونید متوجه بشید. اگر هنوز هم شک دارید که این فقط یک شایعهاست، وجود ابزار سودمندی به نام گوگل را به شما یادآوری میکنم. توی گوگل سرچ کنید در مورد عنوان فیلم مورد ادعا. جز چند سایت و وبلاگ نه چندان معتبر ایرانی و خارجی خبری از این عنوان نیست. در IMDB که بزرگترین مرجع فیلمهاست چنین فیلمی ثبت نشده. نزدیک ترین عنوان به این فیلم، همانا فیلم Holy Rollers محصول 2010 است که هیچ گونه ارتباطی به آیتالله خمینی و حتی شان کانری ندارد!
.
البته چهرهی آقای کانری در عکس سمت چپ انصافاً بی شباهت با آیتالله خمینی نیست. ولی معلوم نیست چرا ما ایرانیها نسبت به درست و غلط بودن شایعات، و آنچه که در ایمیل و اینترنت و تلویزیون به دست ما میرسد اینقدر بیخیالیم...
Reshared text: پیامکی اخیرا به دست برخی مشترکان رسیده که حکایت از واگذاری یک مورد قبر در بهترین مکان ایران؛ مشهد مقدس دارد.
در این پیامک ده خط تلفن برای متقاضیان این یک قطعه قبر در نظر گرفته شده که اپراتور این خط در پاسخ به سوال خبرنگار باشگاه خبرنگاران در خصوص علت این مزایده می گوید: این قبر توسط آستان قدس رضوی به خانم دکتری هدیه شده است که اکنون وی قصد دارد جهت کار در امور خیریه این قبر را به مزایده بگذارد.
قیمت اولیه برای فروش این قطعه 480 میلیون تومان در نظر گرفته شده است.
گویا این قبر ویژه است از این لحاظ که برخلاف اکثر قبرهای حرم مطهر که سه طبقه هستند تنها یک طبقه بوده و نزدیک پنجره فولاد قرار دارد.
البته فروشنده قبر این را هم تاکید می کند که این فروش هیچ ارتباطی با آستان قدس رضوی ندارد و کاملا یک مزایده شخصی است
Reshared text: فکرکن تور لیدر باشی توریستها سر خیابون نواب بپرسن این مجسمه کیه؟ میگی ادم مهمیه یه مورخ برجسته و یه نخست وزیر و چند نفردیگه را ترور کرده!
اینجاش: نامه نخست: خرداد سال 1367 حضرت آیت الله خامنهای طی نامهای رسمی، از امام درخواست میکند که ایشان آیت الله هاشمی رفسنجانی را به سمت فوق العاده مهم فرماندهی کل منصوب کند. امام در پاسخ به این نامه، بلافاصله آقای هاشمی را با تمام اختیارات به سمت جانشینی فرمانده کل قوا منصوب میکند.
نامه دوم: اواخر همان سال، آیت الله مهدوی کنی نامهای به امام مینویسد و از امام میخواهد آیتالله احمد جنتی را به سمت ریاست سازمان تبلیغات اسلامی منصوب کند. این بار امام خمینی، برخلاف سیاق نامه قبلی، از انتصاب آیت الله جنتی استنکاف می ورزند و آن را مشروط به مسائل دیگر می کنند.
این مواجهه امام با دو نامه متفاوت بسیار تامل برنگیز است. امام در یک سو، یک سمت مهم را به آقای هاشمی رفسنجانی اعطا می کنند ولی در سوی دیگر، از انتصاب آقای جنتی برای یک سمت معمولی پس از پیگیری دو سه ساله طفره می روند.
سپاه، ضد ایرانی بودن آرما ۳ را تایید کرد خبرآنلاین:
بازی رایانه ایArmaIII بدلیل متخاصم جلوه دادن نیروهای ایرانی غیر قانونی اعلام شد. به گزارش خبرآنلاین بنیاد ملی بازیهای رایانه ای پس از مکاتبه با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرد این بازی ضد ایرانی بوده و جلوی پخش آن گرفته خواهد شد.
در این راستا معاونت ارتباطات بنیاد ملی بازی های رایانه ای گفته با کمک نهادها و ارگانهای مربوطه از پخش بازی آرما سه که با هدف تخریب افکار عمومی ساخته و با قصد سوء در بازار کشور توزیع شده، جلوگیری می شود.
گفتنی است بازی رایانهیی Arma III با محوریت حمله به نیروهای دشمن در منطقه درگیر نیروهای ناتو، با داستانی ساختگی نقطه درگیری را نیروهای ایرانی مستقر در منطقه را معرفی میکند. در این بازی سعی شده تا نیروهای ایرانی را متخاصم معرفی و محوریت درگیریها را بر آن اساس متمرکز کند.
اعتراض ۴ ایرانی بهائی به «نسل کشی» مسلمانان میانمار
من باورم نمیشه اینها ندونند که این نسل کشی اعلام کردن وقایع تلخ میانمار دروغیه برای انحراف اذهان عمومی مردم بیخبر از فجایع بسیار تلختر سوریه ولی خوب این رو تبدیل به فرصتی کردند برای مبارزه با تبلیغاتی که علیه بهاییان میشه!
جمعیت مبارزه با تبعیض تحصیلی: امروز پنجم مرداد ماه، تنی چند از ایرانیان بهائی، به نسل کشی مسلمانان میانمار در مقابل دفتر سازمان ملل واقع در تهران اعتراض کردند.
دفاع از حقوق انسانی، فارغ از مذهب، نژاد و اندیشه وظیفه هر فعال حقوق بشر است. این بار جهان شاهد فجایع تاسف انگیز میانمار است که روح بشریت را جریحه دار ساخته و جهانیان نیز همچنان غرق در سکوتی معنادار. در سوریه مردم بیگناه به فجیعترین حالات کشته میشوند و کرامت انسانی لگد مال میشود، جنازه کودکان فلسطینی و غزه بر دوش پدران گریان است و جهان نظارهگر بی تفاوت این وقایع. مسلمانان چچن از حق حیات که والاترین حق انسانیست محروم گشتهاند و جهانیان همچنان به دنبال رفاه نسبی برای زندگی.
دولتها و دولتمردان امروز بیش از هر روزی مفاهیم مقدسی مانند بشر و انسانیت را به سیاست و منافع سیاسی و حزبی خود آلودهاند و با اتخاذ سیاستهای دوگانه در برابر فجایع انسانی در گوشه و کنار جهان حقوق اساسی بشر را نادیده گرفته و آن را به ابزاری در راستای اهداف و امیال خود قرار دادهاند. گوئی حقوق بشر بنا به مصلحت حکومت ها تعبیر می شود، چه برای دول غربی که در برابر فجایع انسانی در فلسطین و میانمار سکوت اختیار نموده اند و چه دولتی چون ایران که با نادیده انگاشتن کشتارها و فجایع ملت سوریه و مسلمانان چچن، آن را در خدمت سیاست خارجی خود قرار داده است.
ما جمعی از ایرانیان بهائی ضمن محکوم نمودن نسلکشی و کشتار بی رحمانه مسلمانان در میانمار، خواستار رسیدگی و پیگیری این وضعیت اسف بار از سوی مجامع بین المللی و سازمان های حقوق بشری هستیم. در حالی که فشار بر پیروان دیانت بهائی در کشور ایران به قوت ادامه دارد و هر روز شاهد دسیسه چینی نیروهای معاند علیه بهائیان ایران هستیم، سعی داریم فراتر از نگاهی سطحی و انتقام جویانه بنگریم و بر حق طبیعی و انسانی مسلمانان ستمدیده میانمار تاکید کنیم. مسلمانانی که به جرم دگر اندیشی، سوخته ی تعصب، جهل و خرافهگرائی مکتب بودائیسم شدهاند.
در زمانهای که مصلحت اندیشی و سازش برای رسیدن به منافع شخصی بر مدعیان مدافع حقوق بشر و حتی برندگان جوایز مختلف صلح و حقوق بشری مستولی گشته، این همنوعان ما در کشور میانمار هستند که چشم امید به حمایت مجامع بین المللی بستهاند تا کودکان و بیگناهان بیشتری در آتش تعصب و کین کشته نشوند. این جمع فرای هرگونه باور دینی یا سیاسی، به حکم انسان بودن و احترام به شرافت انسانی با وجود انواع آزار و اذیت و تهدید و شکنجه، انزجار و تاسف خود را نسبت به کشتار ددمنشانه و بیشرمانه گروههای تندروی مسلح بودائی وابسته به دولت این کشور، اعلام و ابراز می داریم.
دور نخست حملات محافظهکاران به اصغر فرهادی آغاز شد دیگربان:
اصغر فرهادی٬ کارگردان مشهور سینمای ایران پس از دریافت جایزه اسکار با حملات گسترده رسانههای محافظهکار مواجه شده است.
خبرگزاری فارس وابسته به سپاه پاسداران در گزارشی دست به تحریف سخنان اصغر فرهادی پس از دریافت جایزه اسکار زده است. http://farsnews.net/newstext.php?nn=13901208000091 این خبرگزاری نوشته که آقای فرهادی در این سخنرانی گفته است: «من با افتخار و غرور این جایزه را به مردم سرزمینم تقدیم میکنم، مردمی که علیرغم تمام دشمنیها و تنشهایی که طی ماههای اخیر بر سر برنامه هستهای ایران میان غرب و ایران به وجود آمده برای تمامی فرهنگها و تمدنها ارزش قائلند.»
این در حالی است که کارگردان فیلم «جدایی نادر از سیمین» در سخنرانی خود هیچ اشارهای به برنامه هستهای ایران نداشته است.
این خبرگزاری مدتی بعد از این تحریف آشکار٬ اقدام به اصلاح بخشهایی از خبر خود کرده است.
«خبرگزاری دانشجو» وابسته به سازمان بسیج دانشجویی نیز نوشته که «مدیران برگزار کننده جشنواره هشتاد و چهارم اسکار در جهت اهداف مورد نظر غرب و اروپا این جایزه را به او {فرهادی} دادند.» http://snn.ir/news-13901208031.aspx این سایت همچنین در مورد اینکه اصغر فرهادی برنده اصلی جایزه اسکار است تشکیک وارد کرده و تلاش کرده تا غرب را به عنوان برنده واقعی معرفی کند.
«خبرگزاری دانشجو» نوشته که «فیلم جدایی نادر از سیمین٬ فیلم تمام و کاملی نبوده که از دو جریان روشنفکری و انقلابی کشورمان از سینمای ایران در اسکار نمایندگی کند.»
Reshared text: مثال طنز - از نمونههایی که مردم جدی میگيرند - اين است که کدخدايی گفته: شورای نگهبان در بررسی صلاحیتها ممکن است شرایط جسمی نامزدها را مورد توجه قرار دهد! خوب آقاجان، يعنی چی ممکن است؟ بالاخره يا مبنای قانونی و حقوقی دارد يا ندارد. مگه قراره شير يا خط بندازيد؟ يا استخاره کنيد؟ يا فال بگيريد؟
Reshared text: پاکستان برنامه کرده جای پول گاز، گندم بده. هندم دوس داره کالا بده، اما فقط گندماش به درد ما می خوره و یه مشت فیلم هندی برای شبکه رسانه های تصویری که بذارن تو اتوبوس نشون بده. به این می گن نمودن تحریم ها و تبدیلشون به فرصت. وه به این همه درایت!
Reshared text: یه مشت عاریایی پندار بلند شدن و میخوان ریشههای فکری و فلسفی ایرانیان باستان رو واکاوی کنند. طرف کتابی در موردِ ریشههای زرتشتی تفکرِ سهروردی نوشته که یک فصل مفصلِ اون «ترجمهی عقل سرخ از انگلیسی به فارسی» است.
نخیر... دقت نکردید.
«عقلِ سرخ» یکی از رسالههای سهروردی است. این کتاب اصالتن به «فارسی» نوشته شده. بعد اون محققِ عاریایی منشِ ما انقدر عجله داشته که نمیدونسته این کتابی که از سهروردی در حالِ ترجمه کردن اونه، چند قرنِ پیش توسط خودِ سهروردی به فارسی نوشته شده. آخرِ اون فصل هم با افتخار ارجاع داده که این متن ترجمهای است از فلان و بهمان.
Reshared text: ماکارونی که به ایران آمد، آشپزها همان رفتاری را با او تکرار کردند که با برنج داشتند. ماکارونی را در آب جوشاندند و درست مثل برنج آبکش کردند تا پلویی از جنس ماکارونی بسازند، حتی خردش هم کردند که راحت تر بشود با قاشق به دهان گرفتش. نوع دوم برخوردی که خیلی به صورت خاص و محدود با ماکارونی شد، این بود که ماکارونی را رشته پلویی تصور کردند و سرخش کردند. ماکارونی سرخ کرده سبکی دور افتاده و مهجور مانده از طبخ ماکارونی است که چیزی حدود 40 سال پیش شکل گرفت و خیلی محدود و سینه به سینه گشت تا به امروز. ماکارونی را در تابهای پهن نصف کرده و در روغن سرخ کنید، سعی کنید تکههای ماکارونی موازی هم قرار بگیرند تا سرخ کردنش ساده باشد. سرخش کنید تا قرمزتر شود. قرمز و چرب. چند تکه مرغ را با رب و آب فراوان از قبل پخته باشید، نمک و فلفل قرمز فراوان هم زده باشید. مرغها لازم است مقدار خوبی آب داشته باشند برای پختن ماکارونی. سپس ماکارونیهای سرخ شده را به همراه روغنش به قابلمه مرغها اضافه کنید و بگذارید تا پختن ماکارونیها، مخلوط غُل بزند و هممزهگی اش را بکند. چیزی که در نهایت از آتش برگرفته میشود، مخلوطی نیمه خیس از ماکارونی پخته و مرغ به رنگ قرمز است. اضافه کردن آب اضافه برای پختن بیشتر بلامانع است.
Reshared text: هجدهم اردیبهشت ماه 1391 من وقتی این خبر را میخوانم: سارکوزی در جمع طرفدارانش سخنرانی کرد. از آنها خواست که شرافتمندانه واقعیت را بپذیرند. گفت که با اولاند تماس گرفته و تبریک گفته و آرزوی موفقیت کرده است. گفت که تمام تلاش خودش را برای پیروزی کرده اما حالا شکست را می پذیرد و افتخار کرد به اینکه مردم فرانسه یک بار به او رای دادند و یک دوره رییس جمهور فرانسه بوده است، هرچند که دوباره به او رای ندادند. نمیتوانم ظاهرم را هم حفظ کنم. عقده از تمام وجودم میریزد بیرون. من عقده دارم همیشه شهروند باشم. یک روز نشوم امت شهیدپرور، یک روز خس و خاشاک. یک روز حماسه آفرین نباشم یک روز اغتشاشگر و آلت دست بیگانه. من عقده سوال پرسیدن دارم. من دوست دارم بروم در وال استیریت بشینم و اگر با گاز فلفل به من حمله کردند فیلمش قبل از رسانه های خارجی در بین هموطنانم دست به دست بشود و سایتهایی که آن فیلم را پخش میکنند فیلتر نشوند و بر روی شبکه های تلویزیونی که آن را پخش میکنند پارازیت نیاندازند. من عقده مجرم نبودن، عدم سوء پیشینه دارم. من عقده ی ادب و احترام دارم. من عقده ی انتخابات آزاد دارم. شادی پس از رای آوردن میرحسین عقده شده است. من از حسرت بغض میکنم وقتی تصور میکنم طرفدارن اولاند الان چه حالی دارند. من عقده ای هستم.
Reshared text: نامهی دوم مصطفا تاجزاده به همسرش و بیان خاطراتی از دوران اصلاحات: «در یکی از جلسات هفتگی دونفره، رهبری به آقای خاتمی اعلام کرد نهضت آزادی (والبته طیف ملی - مذهبی) درصدد براندازی هستند و باید با آن ها برخورد شود. رئیس جمهور ضمن مخالفت با این دیدگاه و ارائه استدلال های خود، پذیرفت که مسأله را برای رسیدگی دقیق و همه جانبه به وزارت اطلاعات ارجاع دهد . کارشناسان و مقامات وزارت پس از بررسی مجدد موضوع نظریه قبلی خود را تأیید کردند که با مجموعه اطلاعات جامعی که در اختیار دارند، آن گروه را برانداز ارزیابی نمی کنند. رهبری نظریه کارشناسانه وزارت اطلاعات را نپذیرفت . در نتیجه قرار شد کمیته ای زیرنظر یکی از مسئولان دفتر ایشان و با حضور کارشناسان وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران تشکیل شود و پس از تبادل اطلاعات و دیدگاه ها، جمع بندی خود را ارائه کند. جمع بندی این کمیته نیز نافی برانداز بودن آنان بود . باوجود این، شب قبل از سفر آقای خاتمی به روسیه (زمستان 1379) و پس از آن که وی نطق آرام بخشی در جلسه علنی مجلس، صبح همان روز، ایراد کرده بود، بخش اطلاعات سپاه پاسداران که قرنطینه و بازداشت گاه دوالف را در اوین در کنترل انحصاری خود دارد، مرحوم مهندس سحابی و تعدادی از هم فکرانش را به اتهام براندازی بازداشت کرد و به سلول های انفرادی انداخت! پس از مدت کوتاهی رهبری در نمازجمعه تهران اعلام کرد عده ای در پی «براندازی قانونی» اند و تأکید نمود که هیچ نظامی براندازی را تحمل نمی کند و مجازات براندازی نیز معلوم است. ظاهراً منظور ایشان همان بود که در جلسه خصوصی به آقای خاتمی گفته بود: «حکم براندازی اعدام است».
- آیا میدانید شعار تبلیغاتی نماینده مردم فلاورجان در انتخابات دوره هشتم مجلس «بلند صلوات ختم کن» بوده است... - آیا میدانید شعار تبلیغاتی نماینده مردم فلاورجان در انتخابات دوره نهم مجلس «دوباره بلند صلوات ختم کن» بوده است... - آیا میدانید مردم فلاورجان ایشان را با بیشترین نسبت رای در ایران (تعداد آرا/کل آرا)، به مجلس نهم فرستادند. - آیا میدانید مهمترین کار ایشان در طول مدت نمایندگی مجلس هشتم، پیگیری و یکی نمودن پیش شماره فلاورجان با اصفهان بوده است. - آیا میدانید دلیل رای بالای ایشان سید بودن او بود.
باور نمیکنید؟ بفرمایید: http://nmousavi.com/?page=viewnewss حالا با خیال راحت بروید و در دور دوم انتخابات مجلس نهم نیز رأی خود را به صندوقها بیندازید!
Reshared text: مایکل داگلاس: اورال سکس باعث سرطان گلویم شد
مایکل داگلاس بازیگر فیلم «غریزه اصلی» در گفتگویی صادقانه با نشریه گاردین دلیل سرطان گرفتنش رو توضیح داده. گاردین از او پرسیده که آیا بخاطر سیگار کشیدن و الکل نوشیدن احساس افسوس نمی کنید؟ داگلاس پاسخ داده:
"نه. بدون اینکه خیلی وارد جزئیات بشم، بایستی بگم این نوع خاص از سرطان توسط HPV (ویروس پاپیلوم انسانی - Human papillomavirus) بوجود میاد که در حقیقت از طریق لیسیدن مهبل منتقل میشه.
من نگران بودم استرسی که بخاطر حبس فرزندم کشیدم کمک به تشدید سرطان کرده باشه، اما بعله، این سرطان از طریق مرضی که از رابطه جنسی منتقل می شود، بوجود می آید. و اگر این ویروس را داشته باشید، مهبل لیسی بهترین درمان برای آن نیز هست."
سرطان داگلاس در آگوست 2010 توسط دوست پزشکش تشخیص داده شد که توموری به بزرگی یک گردو را انتهای زبانش مشاهده کرده بود. سرطان او از نوع مرحله چهار تشخیص داده شد که اغلب کشنده است. او تحت یک دوره شیمی درمانی 8 هفته ای قرار گرفت. علیرغم اینکه سقف دهانش بخاطر جراحی سوزانده شده بود، حاضر به استفاده از لوله تغذیه نشد. بنابراین بخاطر رژیمش که تنها مایعات می خورد، 20 کیلو وزن از دست داد.
این روش درمانی برای داگلاس جواب داد و او اکنون بیش از 2 سال است که از سرطان پاک شده. این نوع سرطان در 95 درصد مواقع باز نمی گردد.
دادگلاس در پاسخ به این پرسش که اگر به گذشته بازگردید، آیا باز مهبل کاترین زتاجونز را خواهید لیسید؟ پاسخ داد. "بلاتردید. این از آن دسته موقعیت هایی است که تنها یکبار در زندگی بدست می آید. از کاری که کردم پیشمان نیستم و این تکنیک را تا زمانی که زنده هستم ادامه خواهم داد."
ویروس HPV بیشتر بخاطر عامل سرطان مقعد و سرطان دهانه ی رحم بودن و زگیل های روی آلت تناسلی شناخته می شود، و تصور می رود که بابت رشد سرطان دهانی نیز مسئول است.
«ماهش کومار» جراح گردن در لندن تایید میکند که در دهه گذشته، این نوع از سرطان رشد چشمگیری داشته است. بخصوص در میان جوانان. مطالعات تازه نشان میدهد که از میان 1316 بیمار مبتلا به سرطان دهانی، 57 درصد آنان HPV-16 مثبت بوده اند.
کومار در پاسخ به این ادعای داگلاس که مهبل لیسی به بهبود بیماری اش کمک نیز کرده است می گوید: "شاید او فکر می کند که با بیشتر در معرض ویروس قرار گرفتن، سیستم ایمنی بدنش بهبود خواهد یافت، اما از لحاظ پزشکی چنین چیزی منطقی نیست."
HPV یک ویروس رایج است. اگر شما یک انسان بالغ و از لحاظ جنسی فعال هستید، احتمالاً این ویروس را دارید. تا سن 25 سالگی، 95 درصد اشخاص در معرض نوعی از HPV مربوط به آلت تناسلی قرار گرفته اند.
15 نوع از HPV با افزایش ریسک سرطان مرتبط است اما نمی توان بروشنی گفت که منجر به نوع خاصی از سرطان می گردند. سرطان های دهانی مرتبط با HPV، در میان مردان دگر جنس گرای 40-50 ساله بیشترین عمومیت را دارد.
دختران در بریتانیا و جاهای دیگر امروزه در برابر HPV واکسینه می گردند که در گذر زمان بایستی هم خودشان را نسبت به سرطان دهانه رحم محافظت کند، و هم شریک جنسی شان را از سرطان های دهانی حفظ گرداند.
پ.ن: توضیح اینکه اون پاراگراف ایتالیک رو از خودم در آوردم:دی
Reshared text: آیا می دانستید اطلاعات دبی و رسوب رودخانه ها و کلا هر آماری که در اختیار سازمانهای آب منطقه ای است جنبه حفاظتی، حراستی، طبقه بندی شده و کلا خیلی خوف و مهم دارد؟ برای گرفتن یک آمار پرغلط و غیر قابل اعتماد و بسیار کوتاه مدت باید بعد از گرفتن معرفی نامه از دانشگاه با امضای رئیس دانشکده یک عدد کفش آهنین به پا کنید و وقت بگذارید و یک پروسه مسخره را طی کنید تا جناب حراست احساس کند خیلی آدم مهمی است و سی آی ای و موساد کمین کرده اند که اطلاعاتش را بدزدند. بی مصرفهای ریشکی. لازم به ذکره که نظیر چنین آمارهایی از رودخانه های غیر جهان سومی به صورت رایگان و برای عموم در سایتهای اینترنتی غیر جهان سومی در دسترس است.
شمشیر تیز موتورولای گوگل علیه همه محصولات اپل با سلاحی بنام imessage
سازمان تجارت بین الملل با اکثریت آرا به طرح تحقیق و تفحص از اپل به اتهام نقض قوانین ثبت اختراع موتورلا، رای داد. موتورولا در نامه درخواستی خود اعلام کرده سرویس موسوم به imessage نصب شده روی ابزارهایی که آی او اس دارند (سیستم عامل اپل روی آی پد و ...) و نیز کامپیوترهایی که از مک او اس استفاده می کنند؛ غیر قانونی بوده و اپل باید در دادگاه بدلیل نقض قوانین ثبت اختراعی که متعلق به موتورولا است؛ پاسخگو باشد.
به گفته کارشناسان ، اپل فناوری ابدااعی موتورولا بنام imessage را روی ابزارهای خود بکار گرفته است. در مجموع 7 ثبت اختراع را موتورولا خاظرنشان کرده که اپل از آن سوء استفاده کرده و ابزارها و گجت هایی مانند : آی پاد تاچ، آیفون 3GS ، آیفون 4، آیفون4s و همه نسلها آی پد را شامل می شود. حتی در مورد آیفون 5 نیز همین استدلال وجود دارد و جون هنوز رسما راهی بازار نشده باید دید موتورولا بعدا شکایت جداگانه ای را ثبت خواهد کرد یا نه!
همچنین یکی از 7 اختراع موتورولا نیز (سیستم نوین ارتباط مستمر پیامی بین کلاینت ها)روی کامپیوترهایی مانند مک پرو، آی مک، مک مینی، مک بوک پرو و مک بوک ایر سوار شده است که اگر این موضوع نیز ثابت گردد، اپل با دشواری های فراوانی روبرو خواهد شد.
از آنجایی که گوگل، موتورولا موبیلیتی را خریده است در واقع آنچه در حال رخ دادن بعنوان دعوای حقوقی است، جنگ آشکار گوگل با اپل بر سر بازار تبلت ها و اسمارتفون ها است که چهره جدیدی به خود گرفته است. دو کمپانی در اقصی نقاط دنیا از هم شکایت کرده و داستان دعوای اپل و سامسونگ در حال تکرار شدن است با این تفاوت که این بار ممکن است همه چیز به ضرر اپل تمام شود.
Reshared text: در دورانی زندگی می کنیم که کسی مثل مسعود کیمیائی برای این که بتونه فیلم بسازه و مجوز ساخت فیلم بگیره باید بره پیش آدمی در حد و اندازه های حسن عباسی که گویا در شورای صدور پروانه ساخت فیلم هم هست و براش توضیح بده که فیلمنامه فیلمی که می خواد بسازه اصلن اونچیزی که اون برداشت کرده نیست. کسی که از کارتون یوگی و دوستان میرسه به اون فلسفه بافی ها قراره توجیه بشه لابد
کافه سینما - با وجود اخبار ضد و نقیض درباره پروانه ساخت فیلم تازه مسعود کیمیایی، "دست تنها" هنوز از وزارت ارشاد پروانه نگرفته است. به گزارش کافه سینما، طبق خبرهای موثق خبرنگار «وطنامروز»، مسعود کیمیایی 2 هفته قبل با حسن عباسی، رئیس مرکز دکترینال امنيت بدون مرز (از اعضای شورای پروانه ساخت و نمایش) دیدار کرد تا با قانع کردن درباره شفاف بودن فیلمنامه بتواند پروانه نمایش «دستتنها» را کسب کند اما با گذشت زمان بسیار طولانی، دلایل مجوز نگرفتن فیلمنامه کیمیایی به صورت شفاف از جانب مسؤولان در سازمان سینمایی اعلام نشده است.
یک عضو هیئت مدیره خانه موسیقی به بی بی سی فارسی گفت که به علت آنکه قرار بود در جشن خانه موسیقی از محمدرضا شجریان تقدیر شود به این برنامه مجوز داده نشد
بیبیسی: خانه موسیقی ایران با انتشار بیانیه ای از لغو مراسم جشن خانه موسیقی که قرار بود روز هفدهم مهرماه در سالن برج میلاد برگزار شود خبر داد.
در این بیانیه که عصر یکشنبه شانزدهم مهرماه در سایت خانه سینما منتشر شد پس از عذرخواهی از اهالی موسیقی آمده است: "جشن خانه موسیقی که هر ساله در ماه مهر همزمان با روز جهانی موسیقی و سالروز تولد حکیم ابونصرفارابی برگزار می شود، امسال با همه تمهیدات و برنامه ریزی های مفصل متأسفانه با مشکل مواجه و نهایتاً لغو شد."
در ادامه بیانیه همچنین از مؤلفان، ناشران، داوران، برگزیدگان، میهمانان و موسیقیدانانی که از شهرهای مختلف برای حضور در این مراسم به تهران آمده بودند عذرخواهی شده است.
به گزارش خبرگزاری ها پس از آنکه مسئوولان برج میلاد تنها یک روز مانده به برگزاری جشن اعلام کردند که سالن خود را در اختیار این جشن قرار نمیدهند و مسئوولان برگزاری هم نتوانستند مجوز لازم را برای برگزاری مراسم در تالار وحدت بگیرند، خانه موسیقی برگزاری این جشن را تا اطلاع ثانوی لغو کرد.
فرزاد هوشیار، مدیرعامل برج میلاد در گفتگو با خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) اعلام کرد که "مجوزهای لازم برای برگزاری این جشن به موقع ارائه نشدهاست"، اما حمیدرضا عاطفی، مدیر اجرایی خانه موسیقی به خبر آنلاین گفت: "توافق ما با برج میلاد قطعی بود و حتی آنان کارتهای الکترونیکی را در اختیارمان قرار داده بودند که تجدید نظرشان یک روز مانده به برگزاری جشن، همه برنامههای ما را به هم زد."
آقای هوشیار در ادامه گفت که "درخواست مجوز برگزاری چنین مراسم و برنامههایی را مسئوولان سالنها به دفتر موسیقی وزارت ارشاد ارائه میدهند که در این مورد با گذشت یک ماه از توافق ما، اقدامی صورت نگرفته است."
در این حال یکی از اعضای خانه موسیقی به بی بی سی فارسی گفت که "دلیل لغو مجوز این مراسم را مخالفت مسئولان با تقدیر از محمدرضا شجریان در این مراسم بود."
به گفته این عضو خانه موسیقی پس از آن بود که اعضای هیئت مدیره خانه موسیقی تصمیم به لغو این مراسم گرفتند.
آقای شجریان بیش از سه سال است که در ایران هیچ کنسرتی اجرا نکرده است. این خواننده آواز سنتی ایران سال گذشته به بی بی سی فارسی گفت: "در ایران سالن هایی که پاسخگوی نیاز ما باشند نیست، ضمن اینکه نمی پسندند که جمعیتی برای تماشای کار من جمع شوند."
بعد از انتخابات ریاست جمهوری دو سال پیش در ایران که منجر به اعتراض مخالفان محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری ایران شده بود، محمدرضا شجریان جانب معترضان را گرفت. او از جمله در اعتراض به وقایع آن روزها از رادیو و تلویزیون دولتی ایران خواست تا هیچ اثری از او را پخش نکنند حتی اجرای یکی از دعاهای ماه رمضان او را که به دعای "ربنا" مشهور است.
آقای شجریان همچنین در آن هنگام آهنگ "تفنگت را زمین بگذار" را خواند که اشاره به برخوردهای نیروهای انتظامی و امنیتی با معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری تعبیر شد.
به نظر می رسد این تازه ترین فشار از سوی مقامات حکومتی ایران به نهادهای صنفی هنرمندان است.
وزارت ارشاد ایران پیشتر خانه سینما، دیگر نهاد صنفی دیگر هنرمندان را هم منحل اعلام کرد که با اعتراض هیئت مدیره این نهاد صنفی دیوان عدالت اداری حکم انحلال را غیر قانونی اعلام کرد؛ اما وزارت ارشاد اعلام کرد که ایراد دیوان عدالت اداری به رای انحلال خانه سینما "جزئی" است و خبر نقض این رای از سوی دیوان عدالت اداری را تکذیب کرد.
سایت «صراطنیوز» نوشته که آگهی راهاندازی خط تولید محصول فوق محرمانه پروژه «Skunk Works» شرکت آمریکایی «لاکهید مارتین» روز (شنبه) در نیازمندیهای روزنامه همشهری به چاپ رسیده است.
به نوشته این سایت٬ به نظر میرسد انتشار آگهی راهاندازی خط تولید پهپاد در یک روزنامه کثیرالانتشار، یک شوخی با مقامهای آمریکایی با هدف تاکید بر نگرانیهای آنها بوده است.
اما به نظر میرسد این آگهی پیش از آنکه شوخی با مقامهای آمریکایی باشد٬ شوخی با آن دسته از روحانیون و نظامیان حاکم بر ایران است که در روزهای اخیر بارها از مونتاژ این هواپیما سخن گفتهاند.
- هیچی... همینطوری می خواستم ببینم به کی رای می دی؟
- من؟ عمرا گول اینا رو بخورم... اینا رفتنی هستن...ببین کی دارم بهت می گم
- گول کیا رو؟
- همین آخوندا دیگه... الان برداشتن یکی رو علم کردن که مردم بکشن پای صندوق رای... ولی کور خوندن...رفتنی هستن...ببین کی دارم بهت می گم
- یعنی منظورت اینه که خاتمی و ناطق مثل همن؟
- معلومه که مثل همن. اینا همشون مثل همن. یکی از یکی بدتر، یه وقت خر نشی بری رای بدیااااااا. اینا رفتنی هستن...ببین کی دارم بهت می گم
- خب من فکر می کنم خاتمی یه تفاوتایی با ناطق داره... برای...
- خائنِ وطن فروشِ مزدور... بهت می گم اینا هیچ فرقی باهم نداااااااااارن... تمام
- ولی...
- جاسوسِ اطلاعاتیِ قاتلِ نفوذی... اومدی رای برای این آخوندا جمع کنی؟
- نه... فقط می گم شاید...
بعد از انتخابات ۷۶:
- دیدی بهت گفتم این یکی تومنی صنار با بقیه شون فرق می کنه؟
- تو گفتی؟... تو که می گفتی آخوندا همه شون...
- نخیر عمه جنابعالی گفت، من گفتم دیگه. من همیشه طرفدار سیدخندان بودم با عبای شکلاتی
- تو که می گفتی اینا همشون مثل همن... اینا رفتی هستن
- من؟ من هیچوقت از این گفتمان استفاده نمی کنم
- از چی چی؟
- گفتمان... یعنی با این ادبیات با مخالفم حرف نمی زنم... زنده باد مخالف من
- الان مخالفت منم دیگه؟
- معلومه که هستی... اصلا از قیافت معلومه به منشور اصلاحات پایبند نیستی...
- به چی چی اصلاحات؟
- به منشور اصلاحات... یعنی... اصلا ولش کن... شما هنوز به اساس دموکراسی در یک جامعه مردمسالار دینی باورمند نشدید... در وجودتون نهادینه نشده... با مفهوم عَدالت و توسعه غریبه هستید... از این چیزا سر در نمی یارین
- بله؟
قبل از انتخابات ریاست جمهوری ۸۴:
- چیکاری می کنی؟
- من رای می دم دیگه...
- خاک بر سرت... تا کی می خوای گول اینا رو بخوری؟ بدبخت تو یه بازیچه بیشتر نیستی
- ای بابا... تو که می گفتی من همیشه طرفدار این سیدخندان بودم...
- من؟ من هرگز به آخوند جماعت اعتماد نمی کنم. هشت سال دروغ گفت. بی عرضه
- چرا؟
- چرا نداره... اگر عرضه داشت که این نظام رو با خاک یکسان کرده بود...
- آخه کجای دنیا رئیس جمهور مملکت نظامش رو با خاک یکسان کرده که این دومیش باشه؟
- همه جا...رئیس جمهور اگر عرضه داشته باشه باید نظام رو با خاک یکسان کنه... البته اینا دیگه رفتنی هستن... ببین کی دارم بهت می گم... این مهره آخرشون بود
- بله... در جریان هستم... ولی من ترجیح می دم برم رای بدم...
- چرا؟
- برای اینکه مملکت با خاک یکسان نشه... این احمدی نژاد خیلی خطرناکه
- خائنِ وطن فروشِ مزدور... تو با این کارت به آرمان های آزادیخواهانه یک ملت دربند خیانت می کنی...
- خیانت چیه؟ می خوام برم رای بدم
- خاک بر سرت...
بعد از انتخابات ریاست جمهوری ۸۴:
- می بینی کی شده رئیس جمهور مملکت؟ خجالت آوره... آبرو برامون نذاشته تو دنیا
- خب همینه دیگه... نتیجه پایبندی به آرمان های آزادیخواهانه یک ملت دربند و نشستن تو خونه می شه همین
قبل از انتخابات ریاست جمهوری ۸۸:
- اون چیه بستی دور دستت؟
- هیچی... مچ بند سبزه دیگه
- تو آدم نمی شی؟ نه واقعا می خوام بدونم تو نمی خوای بفهمی اینا همش یه بازیه؟ بدبخت
- بازی چیه مرد حسابی؟ این چهار سال دیگه مملکت دستش باشه نابودمون می کنه
- هه... چهار سال دیگه؟ بابا اینا رفتنی هستن... ببین کی دارم بهت می گم
- بله... کاملا در جریان هستم...
- حالا ببینم به کی می خوای رای بدی؟
- به میر حسین موسوی...
- خاک بر سرت... این بابا می خواد ما رو برگردونه به دوران طلایی امام... اونوقت تو می خوای بری بهش رای بدی؟
- بله... می خوام بهش رای بدم...به نظرم از برگشتن به دوران عصر حجر بهتره
- خاک بر سرت، این دستش به خون جوونای این مملکت آلودس، همه می دونن، اینو خودشون آوردن شلوغ بازی دربیاره که مردم برن رای بدن، از خودشونه، همشون مثل همن
- خب... دیگه کاری نداری؟
- کجا؟ دارم برات روشنگری می کنم بیشعور
- می دونم... ولی باید برم، با بچه ها می خوایم بریم برای تبلیغ
- خاک بر سرت... اینا رفتنی هستن... حالا ببین کی بهت گفتم
بعد از انتخابات ریاست جمهوری ۸۸:
- دیدی چطوری رای ما رو دزدیدن دارن باهاش پز می دن؟ دارم آتیش می گیرم
- بله دیدم...حالا چرا تو داری آتیش می گیری؟ مگه تو هم رای داده بودی؟
- چه فرقی می کنه؟
- هیچی همینطوری پرسیدم...عصبانی نشو....این چیه بستی به خودت؟
- مگه کوری؟ نماد جنبش سبزه...
- آره... ولی چرا پیچیدی دور خودت؟ دور دستت هم می بستی کافی بود.
- بی غیرت! اونا جوونای ما رو دارن می کشن تو خیابووووون. اونوقت من فقط یه دستبند فسقلی ببندم دور مچم؟
- خیلی خب... من که چیزی نگفتم...
- نه بیا یه چیزی هم بگو... بی غیرت ترسو
- نه چیز خاصی به نظرم نمی رسه... راحت باش شما
چهار ماه پیش از انتخابات ریاست جمهوری ۹۲:
- چه غلطی داری می کنی؟
- مودب باش... این چه طرز حرف زدنه؟
- همینه که هست... داری به خون شهدا خیانت می کنی، یه چیزی هم طلبکاری؟
- چرا؟ مگه چیکار کردم؟
- دیگه چیکار می خواستی بکنی... هنوز رهبران ما تو حصر هستن، برادرا و خواهرامون تو زندانن... اونوقت تو داری از خاتمی دعوت می کنی در انتخابات شرکت کنه؟...
- خب... چه ایرادی داره؟ بالاخره برای تغییر این شرایط باید یه کاری بکنیم...
- اون بی عرضه اگر می تونست کاری بکنه همون هشت سال پیش کرده بود، تدارکاتچی
- خب من اون هشت سال رو به این هشت سال ترجیح می دم...
- یعنی باز می خوای تو این نمایش مسخره انتصابات شرکت کنی؟ اینا هرکس خودشون بخوان از تو صندوق در می آرن. یادت رفته؟ تو حافظه تاریخی نداری؟ روت می شه تو چشم شهدا نگاه کنی؟ چند بار باید از یه اشتباه رو تکرار کنی؟ چقد می خواهی خودتو به حماقت و نفهمی بزنی؟
- تو پیشنهاد دیگه ای داری؟
- بله... تحریم فعال
- یعنی چی؟
- یعنی ما دیگه تو این بازی نظام شرکت نمی کنیم...
- خب... این که تحریمش بود... فعالش چیه؟
- هیچی دیگه... فعلا شرکت نمی کنیم... بعد یه فعالیتی هم می کنیم
- آهان... بعد قراره با این تحریم فعال چی گیر مردم بیاد؟
- مشروعیت نظام از بین می ره... بی مشروعیت می شه، همه جا آبروش می ره... مردم دلشون خنک می شه
یک ماه پیش از انتخابات ریاست جمهوری ۹۲:
- واقعا خجالت نمی کشی؟ شرم نمی کنی؟
- چراااااااااا؟
- هاشمی؟ کارتون به جایی رسیده که به هاشمی هم راضی شدید؟ حالا باز اگر خاتمی بود یه چیزی... ولی این هاشمی... واقعا خجالت آوره
- تو که می گفتی خاتمی اگر می تونست کاری بکنه همون هشت سال پیش می کرد
- نه... به نظر من تنها کسی که می تونست یه کاری بکنه، خاتمی بود. اگر خاتمی می اومد، منم رای می دادم
- یعنی الان نمی خوای رای بدی؟
- معلومه که نه... چقد ذلت و حقارت ؟ چطور می تونم رو خون شهدای جنبش پا بذارم؟ چطور می تونم بازیچه این صحنه آرایی خطرناک بشم؟ بن بست اختر چی می شه؟
- خب... چیکار کنیم؟ تو راه حل بهتری داری؟
- معلومه که دارم...تحریم فعال
- یعنی چی؟
- یعنی ما شرافت خودمون رو حفظ می کنیم، دیگه تو این انتخابات فرمایشی شرکت نمی کنیم.
- خب بعدش؟ اینطوری که باز همین آش و همین کاسه... چیزی تغییر نمی کنه
- تغییر نکنه... به جهنم که تغییر نمی کنه... اصلا مگه هاشمی بیاد چیزی تغییر می کنه؟ اگر چیزی تغییر می کرد که نمی ذاشتن بیاد... مثل خاتمی، اگر خاتمی می اومد، خیلی کارا می تونست بکنه، ولی نذاشتن بیاد
بعد از رد صلاحیت هاشمی در انتخابات ریاست جمهوری ۹۲:
- دیدی چطور امید مردم رو ناامید کردن؟ داشت سونامی می شداااااا
- چی شده حالا؟
- دیگه چی می خواستی بشه؟...هاشمی رو رد صلاحیت کردن... فک کن، رئیس تشخیص مصلحت نظام رد صلاحیت بشه
- تو که می گفتی هیچ کاری نمی تونه بکنه
- من؟... هاشمی تنها کسی بود که می تونست تو این شرایط جلوی اینا وایسه. اگر هاشمی اومده بود حتما بهش رای می دادم. ولی این هشت تا همشون مثل همن. دیگه فایده نداره. این نظام دیگه اصلاح شدنی نیست. اینا رفتنی هستن. ببین کی دارم بهت می گم. با هر رایی که به اینا بدیم، یه روز به عمر نظام اضافه کردیم. باید این انتصابات نمایشی رو تحریم فعال کنیم. این هشت تا هیچ فرقی با هم نمی کنن...
- باشه، خیلی ممنون، لطف فرمودین
- نمی خوای بدونی تحریم فعال چیه؟
- نه... ممنون... قبلا برام توضیح دادی
- خب الان یه کم فرق کرده... می خوای برات بیشتر توضیح بدم
- خب... اگر فرقی کرده بگو
- ببین ما تو انتخابات شرکت نمی کنیم... اینطوری هم از نظام مشروعیت زدایی می کنیم، هم به همه دنیا نشون می دیم دیگه گول این حکومت رو نخوردیم و بازیچه دستشون نشدیم
یک هفته پیش از انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲
- این ائتلاف تونم که جواب نداد...
- جواب می ده... دوباره شماره بگیر
- مسخره می کنی اصلاح طلب نما؟
- چی چی نما؟
- اصلاح طلب نما. یعنی کسی که واقعا اصلاح طلب نیست. شما دارید از اعتبار اصلاح طلبی خرج می کنید. این دو تا هیچ کدومشون اصلاح طلب نیستن. مخصوصا اون عارف، فقط داره می گه من اصلاح طلبم که تنور انتصابات نمایشی رو گرم کنه. شما هیچ نمی فهمیدید. دارن بازیتون می دن بدبختااااا... فقط آقای هاشمی می تونست به جریان اصلاح طلبی کمک کنه و زنده نگهش داره و ایران رو آباد کنه و روابط بین المللی رو توسعه بده و مشکلات اقتصادی رو حل کنه و جلوی تقلب گسترده رو بگیره...
سه روز پیش از انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲
- دیدی چطوری عارف رو حذف کردن؟... اینا از اولم برنامه شون همین بود... می خواستن یه اصلاح طلب واقعی تو میدون نباشه
- اصلاح طلب واقعی... مطمئنی؟
- معلومه که مطمئنم.... من دکتر عارف رو از زمانی که بچه بود دوست داشتم و بهش به عنوان یه اصلاح طلب واقعی احترام می ذاشتم...
- از زمانی که بچه بود؟ مگه تو چند سالته
- نه... ببخشید... از زمانی که من بچه بودم... اصلا چه فرقی می کنه؟... مهم اینه که اینا کمر همیت به قتل اصلاحات درون ایران بستن... می خوان اصلاحات رو نابود کنن
- اینا یعنی آقای خاتمی و مشاوراش هست دیگه
- بله... دکتر عارف خیلی مرد بزرگی بود... خاتمی بزرگترین اشتباه سیاسی صدساله اخیر تاریخ معاصر رو انجام داد... البته همش زیر سر هاشمیه... از اولم هاشمی با اصلاح طلبا خوب نبود... الکی این روحانی رو انداخت تو بازی که اصلاح طلبا رو حذف کنه... من که عمرا به روحانی رای بدم... عارف هم تو بیانیه اش نگفته برید به روحانی رای بدید... ولی اگر گذاشته بودن عارف بمونه، حتما پیروز می شدیم
پخش اولین ویدیو از بازداشت شدگان از العربیه ۴۸ ایرانی دستگیر شده در سوریه عضو سپاه پاسداران معرفی شدند
العربیه: اولین فیلم ویدیوئی از ایرانیانی که توسط ارتش آزاد سوریه در دمشق بازداشت شده اند روز یکشنبه 5-8-2012 از العربیه پخش شد.
ارتش آزاد سوریه بازداشت شدگان را "شبیحه های ایرانی" یا " اراذل و اوباش لباس شخصی" توصیف کرد و گفته است که برخی از آنها از افسران سپاه پاسداران هستند.
در این فیلم بازادشت شدگان در حالی که در میان افراد مسلح ارتش آزاد سوریه قرار داشتند نشان داده شدند.
یکی از افسران ارتش آزاد در این فیلم می گوید این افراد در حالی پرداختن به ماموریت شناسایی در دمشق توسط مخالفان رژیم دستگیر شدند.
وی در این زمینه افزود پس از بازپرسی از آنها مشخص شد تعدادی از آنان عضو سپاه پاسداران هستند.
او گفت به همراه این افراد تعداد نقشه و مدارک شناسایی وابسته به سپاه پاسدران ضبط شد.
فرمانده گروهی که اتباع ایرانی را بازداشت کرده است تاکید کرد پس از دریافت اطلاعاتی در مورد آغاز ماموریت این افراد که به گفته او بیش از 150 نفر هستند اتوبوس حامل تعدادی از آنها شناسایی شد و این افراد بازداشت شدند.
او تاکید کرد به همراه 48 تبعه ایرانی یک مترجم افغان نیز بازداشت شده است.
به گفته او اعضای سپاه پاسداران در حال گشت و شناسایی اوضاع جاری شهر دمشق توسط ارتش آزاد دستگیر شدند.
این در حالی است که ایران ساعاتی پس از بازداشت این افراد اعلام کرد بازداشت شدگان برای زیارت در دمشق به سر می بردند و در مسیر فرودگاه دمشق ربوده شدند.
تلویزیون دولتی ایران روز یکشنبه در گزارشی آورده است که تهران از دولت ترکیه خواسته است برای آزادی اتباع خود میانجیگری کند.
ایران یکی از حامیان اصلی رژیم سوریه در جریان اعتراضات مردمی جاری است و با وجود حمایت از انقلاب های کشورهای مصر، تونس ، لیبی و یمن قیام مردم سوریه را توطئه کشورهای غربی خوانده است.
روز جمعه عصر پای تلویزیون بودم که به طور اتفاقی به کانال IRIB1 یا همان جام جم یک برخوردم با کمال تعجب دیدم در برنامه خبری این شبکه مفسر اقتصادی برنامه با کراوات در حال توضیحاتی در مورد تولید ملی و ... می باشد!
در این باره چند نکته برایم تداعی شد:
اول اینکه این شبکه نه تنها از طریق ماهواره بلکه از طریق آنتن های دیجیتال که طیف بیشتری از بینندگان را شامل می شود قابل دریافت است. بنابراین متصدیان این شبکه عالم هستند که این شبکه در داخل کشور نیز مخاطبانی دارد و یا حداقل قابل دسترس می باشد.
دوم اینکه در روزهایی که سردار رادان مسوول اجرای ... شده و در بسیاری موارد از اسلام نیز ... حاضر شدن مفسر رسانه ملی با این مختصات حائز اهمیت است.
اهمیت از آن بابت که زنگ خطر را برای مسوولین امر روشن کند که اگر به هر امری در این مملکت برچسب غیرقانونی بچسبانید آرام آرام خلاف قانون تبدیل به امر طبیعی و روزمره برای هر شهروندی شده و دیگر قوانین اصلی هم بی اهمیت می شوند
به پیوست عکس ها که در تاریخ 16 تیر ماه نودو یک گرفته شده برایتان ارسال می گردد.
Reshared text: دوستان با تمام توان اینو share کنید تا هرکسی بی خبره و داره ناخواسته برای دیگران دایرکت میزنه این تصویر رو ببینه ! اینجوری پیش بره خیلی از منشن ها و ناتیف های حساس رو از دست میدیم و گوگل پلاس یه جورایی خسته کننده میشه !!!
انتقادهای تند یک مدیر پرنفوذ و برکنار شده صدا و سیما آق بهمن:
علیاصغر پورمحمدی از قویترین و بانفوذترین مدیرهای صدا و سیما در بیست سال اخیر بود. او از رادیو شروع کرد و با راه افتادن شبکه تهران به تلویزیون آمد و از چند سال پیش هم مدیر شبکه ۳ شد. از دوستان خانوادگی نزدیک رهبر فعلی جمهوری اسلامی است و تیم او و رفقایش در صدا و سیما (که چندتایشان مدیر شبکهها و گروههای مختلف در تلویزیون و رادیو بودند و هستند) به تیم «بیت» معروف بودند. پورحسین (مدیر شبکه ۴ و مجری مناظرههای انتخاباتی سال ۸۸) و خجسته (مدیر قبلی رادیو و برادرزن رهبر جمهوری اسلامی) از همتیمیهای او هستند. به نظر من یکی از جلوههای نفوذ و قدرت پورمحمدی برنامه ۹۰ است که خود فردوسیپور هم بارها در برنامهاش از حمایتهای پورمحمدی تشکر کرده بود.
حالا پورمحمدی از کار برکنار شده. یعنی حتی برای حفظ ظاهر حاضر نشده استعفا بدهد و نهایتا به برکنار کردنش تن دادهاند. حتی وقتی عدهای از کارمندان و هنرمندانی که با تلویزیون کار میکنند خواستهاند برایش مراسم تقدیر بگیرند اجازه ندادهاند این مراسم در سالنهای خود صدا و سیما برگزار شود و نهایتا در یکی از سالنهای شهرداری برگزارش کردهاند. پورمحمدی هم در سخنرانیاش خوب از خجالت مدیریت تلویزیون در آمده. چند تا از جملههایش را این پایین میگذارم. فقط قبلش این را بگویم الان مدتی است علی دارابی قائممقام صدا و سیما شده و بیشتر متلکها و انتقادهای پورمحمدی به او برمیگردد. دارابی از سپاهیهای نزدیک به جمعیت ایثارگران است که مدتی هم در بسیج شهرری مسئولیتی داشته (اشاره پورمحمدی). وقتی هم که به تلویزیون آمد تصور خیلیها این بود که آمده که محدودیتهای تلویزیون را بیشتر کند. بالاخره وقتی خودشان گفتهاند که موسوی در صندوق صدا و سیما ۷۰ درصد رای داشته باید نظارت بیشتری شود. کسانی که با مدیران صدا و سیما از نزدیک ارتباط دارند قاعدتا خیلی خوب میدانند که عمده مدیران صدا و سیما از مخالفان جدی احمدینژاد هستند که بیشترشان قبل از انتخابات از حامیان موسوی بودند. بعد از انتخابات هم با آنکه هیچ موضعگیریای به نفع جنبش سبز نکردند دلیلی وجود ندارد که نظرشان خیلی عوض شده باشد. البته که حساب گروه سیاسی و برنامههای خبر و تحلیل خبر جداست که اساساً از جایی بیرون سازمان صدا و سیما مدیریت میشود.
این حرفها در تایید پورمحمدی یا امثال او نیست. میخواهم بگویم ببینیم ریزش به کجاها رسیده که پورمحمدی که در سازمان صدا و سیما با مشخصاتی که میدانیم به «آدم بیت» بودن معروف است برکنار میشود.
بگذریم. این هم بخشهایی از حرفهای پورمحمدی:
از آقای ضرغامی گلایههایی دارم و با ایشان شب قبل از تودیع حدود یک ساعتی حرف زدهام. گلهای که از ایشان داشتم این بود که آقای ضرغامی شما دو سال است که تلویزیون را رها کردهاید. به شما گفتهاند که شما کاری به کار تلویزیون نداشته باشید و ما خیلی خوب اداره میکنیم، اما این طور نیست. فردی که قبلا مثلا رئیس حراست یک فروشگاهی در شهرری بوده است. مدیر آن فروشگاه هم نبوده، او نباید به پورمحمدی، دکتر پورحسین، دکتر کرمی، دکتر رستموندی، دکتر طلوعی و ... که همه تجربه دارند دستور بدهد*. نباید جوری باشد که تلویزیون ما یک سری مدیر باتجربه، مسلط، مسلمان و هنرمند، یک آدم بیهنر بر آنها مسلط شود. درخواست دیگری که از مهندس ضرغامی دارم، این است که نمیخواهیم وقتی یک مدیر را منصوب میکنید، نمیگویم امتحان هنر، بلکه امتحان عقل از او بگیریم. با یک نوکر هم اینطور رفتار نمیکنند. یک سرایدار هم وقتی در خانهای ۲۰ سال کار میکند، روزی که میخواهد برود، آینه و قرآن و آبی برایش میگیرند و میگویند خداحافظ شما به سلامت. این چه نوع برخوردی است که در شبکه میگویند این مراسم برگزار نشود. به روزنامه جام جم میگویید اسم این فرد را نیاورید و از این دست کارها. به دوستان هم تماس بگیرید که اگر به این جلسه رفتید عیسی را از تو میگیریم، موسی را میگیریم و فلان میکنیم. مگر ما میخواهیم کار کنیم؟ اگر من پورمحمدی خودی نیستم، پس چه کسی خودی است؟ برای دوست عزیز و همکار متعهدم که پیشینه خیلی خوبی دارد و قبلا هم در سپاه بوده بعد هم به خبر آمده، آقای زینالعابدینی که به شبکه سه آمده آرزوی موفقیت میکنم.
* همایون خیری که زمانی در رادیو با پورمحمدی تقریبا همکار بوده در ممصاحبهای گفته خود پورمحمدی هم وقتی به رادیو آمد کلی آدم که هیچ از رادیو و رسانه نمیفهمیدند با خودش آورد و کرد مدیر گروههای مختلف. میگفت یکیش همین پورحسین (مجری مناظرههای انتخاباتی) که شد مدیر گروه دانش رادیو.
Reshared text: چهره آشنای ژینای 11 ساله و شرح ظلمی که بر یک خانواده رفته وبلاگ خودم
ژینا رحیمیان. دختر ۱۱ سالهای که وقتی ۵-۶ ساله بود در جایی که من درس میدادم یکی از شاگردانم بود. صدای عمو عمو گفتنش کاملاً توی گوشم است. دیروز عکسش را در یک جای خبری کنار پدر و مادرش دیدم. بلافاصله مطمئن شدم که خود ژیناست ولی نمیدانستم چه ربطی میتواند به اخبار سیاسی داشته باشد. ماجرا این است:
کیوان رحیمیان، پدر ژینا، از استادان دانشگاه بهاییان است. مادرش فرشته هم. همینطور عمویش کامران و زنعمویش فاران. کیوان و فرشته و کامران و فاران در این سالها هر کدام مدتی را در بازداشت بودهاند و کامران و فاران همین الان هم در زندان هستند و آرتین، پسر سه سالهشان را عمو و مادربزرگش نگه میدارند. فرشته، مادر ژینا، چند سال پیش سرطان میگیرد. درمان میکند و مداوا میشود. اما چند ماه پیش و بعد از بازداشت دوباره اعضای خانواده، سرطانش دوباره عود میکند و این بار فرشته درست قبل از نوروز ۹۱ میمیرد و این یعنی ژینا در ۱۰ سالگی مادرش را از دست میدهد. یکی از نزدیکانم میگفت دیدن تنهایی این پدر و دختر در مراسم تشییع جنازه فرشته از دردناکترین صحنههایی بوده که در عمرش دیده.
حالا دادگاه تحدیدنظر حکم ۵ سال زندان کیوان، پدر ژینا، را هم تایید کرده و او باید ۲۵ شهریور خود را به زندان معرفی کند و پیش عمو و زنعموی ژینا برود. این یعنی ژینای ۱۱ ساله و آرتین ۳ ساله را باید مادربزرگشان نگه دارد. چون رحیم رحیمیان، پدر کیوان و کامران و پدربزرگ ژینا و آرتین، در سال ۱۳۶۳ اعدام شده، فرشته در اثر سرطان مرده، و کیوان و کامران و فاران هم در زندان هستند. همان عزیزم میگفت منتظر معجزهام که پدر ژینا را نبرند و بگذارند پیش ژینا و آرتین بماند.
و البته برای خودم متاسفم که دیدن چهره آشنای ژینا در عکس باعث شد به عمق ظلمی که بر این خانواده و خیلی از خانوادههای بهایی میشود فکر کنم.
کیوان رحیمیان بعد از احضار شدن به زندان متنی نوشته که دردناک و خواندنی است:
از تاریخ شِکوه می کنم کیوان رحیمیان
امروز بعد از ظهر در حالی که مهمان دارم مامان گوشی تلفن را به من میدهد، میگویم بفرمایید. میشنوم که از دادسرای شهید مقدس اجرای احکام تماس میگیرم برای اجرای حکم خود را معرفی کنید. میگویم مگر تایید شده است؟ میگوید بله پروندهتان الان اینجاست. میپرسم کی باید بیایم؟ میگوید هر چه زودتر. میگویم زودتر از دو هفته نمیتوانم. از فردی میپرسد میگوید نمیشود. حداکثر هفته دیگر سهشنبه. میگویم نمیتوانم. خلاصه بعد از چند بار رد و بدل شدن حرف قرار میشود شنبه آینده یعنی ۲۵ شهریور خود را معرفی کنم. از اواسط گفتگو ژینا در کنارم است. به محض قطع شدن میپرسد کی بود؟ میگویم حکمم تایید شده است باید خودم را معرفی کنم. گریه ژینا بلند میشود هق هق میکند. میگوید نرو، فرار کن، چرا تو باید بروی؟ چرا باز هم خانواده ما؟ من چه کار کنم؟ و ... سعی میکنم در نهایت آرامش با او حرف بزنم. در قبال هر حرف و سوالش چیزی میگویم. بعد از حدود یک ربع گریهاش کمی آرامتر میشود و در نهایت استیصال میگوید بابا خواهش میکنم نرو، خواهش میکنم نرو. و من از او مستاصلتر میگویم بابا من هم دوست ندارم بروم ولی نمیشود. و با خواهشهای مجدد او دیگر حرفی نمیزنم دستش را گرفته ام و سرش را نوازش میکنم و ... یاد پریروز میافتم. برای کار بانکی از خانه میروم. در کمتر از نیم ساعت برمیگردم. میبینم چشمان آرتین اشکآلود است. ژینا میگوید گریه کرده است. گفته عمو کجاست. چرا نمیآید؟ عمو هم رفته اوین!؟ در یک ماه گذشته هر وقت بیرون میروم آرتین میپرسد عمو بر میگردی؟ و من تا الان میگفتم بله عمو بر میگردم. نمیدانم از امروز به او چه بگویم؟ اصلا بگویم یا نگویم. ژینا قبل از خواب مجددا کمی گریه میکند و میگوید به آرتین چه میخواهی بگویی؟ الآن بگویم؟ راضیاش میکنم فعلا نگوید وهنوز نمیدانم به او بگویم یا نه؟! با خودم فکر میکنم احتمالا از فردا در ایمیلها و سایتها خبر تایید حکمم میآید و در ۲۵ شهریور ورودم به زندان خبر داده میشود و میشوم جزیی از تاریخ این مرز و بوم و جزیی از تاریخ دیانت بهایی. کیوان رحیمیان به خاطر اعتقادش به زندان افتاد همانگونه که برادرش، زن برادرش و بسیاری دیگر. یادم میآید در سال ۱۳۵۹ در اویل انقلاب که فشارها و ظلمها بر جامعه بهایی آغاز شده بود و روز به روز افزایش مییافت مقالهای از دکتر داودی خطاب به مردم ایران و مسئولین منتشر شد به نام «تاریخ شِکوه میکند» و من در اوج نوجوانی از نثرش و مفاهیمش که تظلمی بود بر مظالم وارده بر جامعه بهایی لذت بردم. ولی الآن میخواهم بگویم من از تاریخ شِکوه میکنم چراکه فقط وقایع و اتفاقات را ثبت میکند. غمها، ترسها، ناامیدیها، نگرانیها و کلا احساسات آدمها فراموش میشود. کامران در پاسخ نامه «آسمان گریست» که من بعد از دستگیری فاران نوشتم، برایم چنین نوشت و فکر میکنم به بهترین وجه فکر مرا بیان کرده است. در این جا مینویسم که شاید در تاریخ ثبت شود و در آینده مورخان به این بعد وقایع هم توجه کنند. شاید هم این کار هنرمندان باشد. کاری که در دهه هفتاد تلاش کردیم که صورت پذیرد ولی موفق نشدیم. کیوان نوشته بودی "کسی از رنجهایی که ژینا و آرتین میکشند و گریههایی که کرده و میکنند نمینویسد." آره ما غرق وقایع و اتفاقات میشویم و از احساس آدمها یادی نخواهد بود. فکر میکنم برای همین است که از زندگیمان درس نمیگیریم، مار گزیده دوباره گزیده میشود. چون یا وقایع را فراموش میکنیم و یا خاطره میشود. ثبت وقایع بدون احساس. دردگزیدگی مار فراموش میشود و فکر میکنیم میشود از آن اتفاق جلوگیری کرد و یا با فاصله گرفتن زمانی، موضوع کوچک میشود آن قدر که در زندگی گم میشود و یا به حساب نمیآید و وقتی اتفاقات کلی شد، میشود تاریخ، تاریخ زندگی من، زندگی ما، شهر من و خلاصه تاریخ مملو از وقایع و اتفاقات. حوادث و آمار خالی از احساس و ما هم مبتنی بر فکرمان آن وقایع را باور میکنیم، دروغ میپنداریم، اغراق میدانیم و یا ناقص میانگاریم و هیچ کدام از قضاوتهایمان با احساس، عاطفه، همکاری، حمایت، تنهایی یا ترس پشت وقایع مرتبط نمیشود و در واقع زندگی یا انسانیت پنهان میماند و به همین دلیل است که ازتاریخ درس نمیگیریم و گذشته چراغ راه آینده نمیشود. شاید اگر پشت وقایع و اتفاقات با زندگی و انسانیت ممزوج میشد و با وقایع مرتبط میشدیم، نوع زندگیمان تغییر میکرد، این آینه عبرت، آینه میشد و ما خودمان انسانی را در آن میدیدیم. الآن فکر میکنم انسانی که مقابل وقایع قرار میگیرد، خودش را در آن نمیبیند. یک طرف احساس و نیاز است و طرف دیگر آمار و ارقام و وقایع. این دو دنیای متفاوت راه خود را میروند، شاید اگر این دو دنیا مرتبط میشدند و در ثبت وقایع احساسات هم میبود مثل گریه و دلتنگی ژینا و آرتین، مثل لرزش زانوی تو و من و خیلی مثالهای دیگر، این تکرار تاریخ تعطیل میشد. جلوه این تکرار در خانواده ما میشود اعدام بابا در سال ۱۳۶۳ و من و تو نوجوان، داستان دستگیری تو و فرشته درسال ۱۳۸۳ و ژینای ۴ ساله، داستان دستگیری من و فاران و آرتین ۲ ساله. نکته عجیب کوچک شدن سن کودکان است و امیدوارم با ثبت سوالات ژینا و احتمالا سوالات آرتین چرخه تکرار وقایع به کمک این تلاشها متوقف شود. علیرغم اطمینان قلبی از فضل حق و این که مطمئنا بندگانش را به خود وا نمیگذارد و حمایت و کمک بیدریغ خانواده و دوستان که بیشترین سرمایه در زندگی ما بوده است و قدردان آن با تمام وجودم هستم ولی اعتراف میکنم که نگرانم. نگران ژینا که چه کسی درددلها و گریههای شبانهاش را میشنود بدون اینکه نصیحتش کند و یا به او بگوید هر که در این بزم مقربتر است جام بلا بیشترش میدهند که او را عصبیتر میکند و بر میآشوبد. چه کسی هر روز آرتین را در آغوش میکشد و به جای بابا، مامان، زنعمو و از این پس عمو میبوسد. کاری که هر روز من در این دو ماهه انجام میدهم و از کسی دیگر حتی از مامانم نپذیرفته است. بسیار غمگین، ناامید و متاسفم که در وطنم به جای این که از تجربهها، دانش و استعداد من، کامران، فاران و امثال ما استفاده شود به صرف اعتقادمان، به اختلال در امنیت ملی متهم میشویم، محکوم میشویم و به زندان میرویم. پروندههایی که ساخته شد و تقریبا مطمئنم که قاضی پرونده حتی آن را نخواند وگرنه به من نمیگفت به کانادا رفتی یا در کلینیک ایران مراجع میدیدی که مربوط به کامران بود که در کانادا درس خواند و ... قطعا قاضی دادگاه تجدیدنظر هم نخوانده است. در حالی که در این چند ساله تمام تلاش ما این بود که تجربهها و یادگرفتههای خود را با همه، فارغ از دین و اعتقادشان و باورهای خودمان سهیم شویم و کمکی برای آرامش، شادی، رضایت خاطر و در نهایت غنای زندگیشان باشیم. تمام تلاشهایمان در تدریس دروس روانشناسی در موسسه علمی آزاد به جوانان بهایی محروم از تحصیل، مشاورههای فردی، کلاسهای زبان زندگی، آموزش پیش از ازدواج، تربیت جنسی کودکان، نوجوانان و روابط زناشویی موثر و ترجمه و تالیف کتاب در این زمینهها که تماما با تایید وزارت ارشاد چاپ و یا با تصویب سازمان بهزیستی مورد استفاده قرار گرفته است با نیت خالص، صمیمانه و بیدریغ بوده است. در همینجا از همه افرادی که با ما مرتبط بودهاند دعوت میکنم در صورت تمایل تجربهشان، یادگیریشان، احساساتشان و تاثیراتی که برای زندگیشان داشته است را از آنچه از ما (من، کامران و فاران) دیدهاند و گرفتهاند بنویسند. همچنین از همه این افراد خواهش میکنم اگر شکایت، گلایه،... و یا هر موردی که به زندگیشان آسیب رسانده است را هم بنویسند شاید مسئولین قوه قضاییه، وزارت اطلاعات و یا هر مقام ذیربط دیگر ببینند و امیدوارم با دیدن این با وجدان خود کنار بیایند و بینند آیا عدالت را رعایت کردهاند؟ آیا این فعالیتها شایسته چنین مجازاتی است که ما در گوشه زندان باشیم و آرتین و ژینا محروم از آغوش گرم والدین باشند و مادرم که باید در این سن و سال آسایش داشته باشد و بیشتر استراحت کند و ثمرات فداکاریهایش برای تربیت دو فرزند بدون پدر را ببیند مجبور باشد فرزندانش را از پشت کابین زندان ببیند و نوههای بدون والدین را بزرگ کند. امیدوارم که یکی از دوستانم پیشقدم شود سایتی یا لینکی را به این منظور درست کند و به همه اعلام کند. چون من ترجیح میدهم این ده روز باقیمانده را با ژینا و آرتین بگذرانم. هم برای آنان و هم برای خودم که شاید تا ۵ سال از این موهبت محروم باشم. کامران چند روز قبل از دستگیریاش در ۲۲ شهریور پارسال نامهای به آرتین وملت ایران نوشت که به من و دوستی عزیز داد و در تمام این یک سال امانتا پیش من بود و مایلم در این زمان آن را در اینجا ثبت کنم. شاید برای آیندگان و تاریخ به کار آید.
آرتین و ملت ایران امشب در منزل خودم برای همگان اقرار میکنم که: بهایی هستم، در موسسه علمی آزاد درس خواندم و تدریس کردم، کارشناس ارشد مشاورهام را در کانادا گرفتم، از سال ۱۳۸۳ در ایران مشاوره کردم با حدود ۲۰۰۰ نفر، الگوی ارتباط بدون خشونت را با نام زبان زندگی آموزش دادم، متون آن راترجمه کردم و با مجوز وزارت ارشاد چاپ کردم. با رضایت به گذشتهام نگاه میکنم و از آنچه به دست آوردم و آنچه به ملت ایران دادم راضی، شاد و خرسند هستم. ضربات شلاق به پدرم در زندان سال ۱۳۶۲ شد ضربات ریتم بر تنبک، ممنوعیت تحصیل در دانشگاههای ایران شد کارشناسی ارشد مشاوره از کانادا همراه با مهارتهای مکمل مثل تئاتر درمانی، انالپی و ارتباط بدون خشونت. و در نهایت شش ماه انفرادی پدرم، اعدام و شهادت او شد ارتباط من با آدمها در جلسات مشاوره و کارگاههای آموزش زبان زندگی و این الگوی ارتباطی و زبان زندگی شد هدیه من و خاندان رحیمیان به ایران و تمام ایرانیان عزیز، که امیدوارم بپذیرند. زندگی، شادی و آرامش آرزویم برای تو و تمام ملت ایران است.
من هم در این جا اذعان میکنم که از تمام انتخابهای زندگیام راضی ام و اگر مجددا هم تکرار شود همین را انتخاب میکنم و افتخار میکنم به همه باورها و تلاشهایم و امیدوارم که آن چه بر من و خانوادهام میگذرد عاملی شود برای عدالت، آزادی و پیشرفت کشورمان. گر تیغ بارد در کوی آن ماه، گردن نهادیم الحکم لله کیوان رحیمیان ساعت ۳:۳۰ بامداد ۱۵ شهریور ۱۳۹۱
همزمان با تکذیب های شدید و جدی وزارت خارجه درباره اتهام منفجر کردن اتوبوس اسرائیلی ها در بلغارستان و اظهارات نماینده ایران در سازمان ملل و نسبت دادن این موضوع به خود اسرائیلی ها برای متهم کردن ایران، یکی از عناصر رسانه ای نورچشمی در سالهای اخیر با نوشتن مطلبی ، به تشویق کشتن اسرائیلی ها بدون عذاب وجدان پرداخت.
در حالی که اپوزیسیون جمهوری اسلامی طی سال های گذشته متهم به تنبلی، بی عرضگی و بی غیرتی می شد، اقدام عجیب یکی از نورچشمی های با بصیرت به ضرر نظام، چه بسا تاثیر بیشتری از فعالیت عناصر رسانه ای اپوزیسیون نظیر نوری زاده داشته باشد.
به گزارش خبرنگار «بازتاب»، دقیقا همزمان با تکذیب های شدید و جدی وزارت خارجه درباره اتهام منفجر کردن اتوبوس اسرائیلی ها در بلغارستان و اظهارات نماینده ایران در سازمان ملل و نسبت دادن این موضوع به خود اسرائیلی ها برای متهم کردن ایران، یکی از عناصر رسانه ای نورچشمی در سالهای اخیر با نوشتن مطلبی ، به تشویق کشتن اسرائیلی ها بدون عذاب وجدان پرداخت.
*وحید یامین پور، مجری برنامه دیروز امروز فردا که طی سال 1388 متولی بصیرت افزایی در صداوسیما بود، در مطلب خود، کشتن چند اسرائیلی بدون عذاب وجدان را یکی از نشانه های آماده بودن برای ظهور دانسته است.*
وی که حتی هیچ اشاره ای به نظامی بودن و غیر نظامی بودن این افراد نکرده ، سپس از موج گسترده خشونت در قیام حضرت مهدی(ع) سخن گفته است.
این اظهارات در حالی بیان می شود که در صحت روایاتی مبنی براین که تا زانوی اسب امام زمان(عج) در خون فرو می رود یا کشتار گسترده توسط حضرت در زمان وقوع اتفاق می افتد، تردید جدی وجود دارد و فلسفه ظهور نیز مبتنی برآمادگی انسانها برای پذیرش حکومت عدل می باشد. وگرنه اگر قرار بود امام زمان صرفا با زور حکومت را بگیرد، نیازی به غیبت طولانی نبود.
صرف نظر از مباحث عقیدتی و اشکالاتی که به این نوشته وارد است، زمان انتشار آن بود که دقیقا مقارن با اتهام اسرائیل به دست داشتن ایران در انفجار اتوبوسهای اسرائیلی بود که با توجه به انتساب این مجری نورچشمی به صداوسیما و رسانه های رسمی، می تواند به عنوان بهانه ای برای تداوم فضاسازی با این اتهام از سوی اسرائیل استفاده شود.
با وجود افرادی نظیر این مجری نورچشمی که علاوه بر تخریب و تهمت زدن به شخصیت ها و دلسوزان واقعی کشور نقشی علیه جمهوری اسلامی ایفا می کند واقعا بایست گفت نظام نیازی به اپوزیسیون ندارد و اپوزیسیون نیز برای تاثیر گذار شدن اقدامات خود باید از امثال یامین پور آموزش بگیرد.
یامین پور نوشته است:
یک آزمون... چند نفر آمادگی دارند که یک اسرائیلی را بکشند؛ بدون عذاب وجدان. به عنوان یک تکلیف و یک جهاد؟ چقدر سینه هایمان از نفرت و کینه ی یک سرباز اسرائیلی یا امریکایی انباشته است؟ آنروی سکه ی انتظار فرج، کینه ی امریکا و اسرائیل است. بعید می دانم آقا وقت داشته باشند در اوج فتنه ی آخرالزمان دیگران را توجیه کنند که چرا عده ای را از لب تیغشان میگذرانند. لطفا تریپ انحرافی برندارید که امام زمان امام رحمت است و این حرفها... . تا برقراری حکومت مهدوی خونریزی های بسیاری در پیش است. چقدر برای این خشونتها آماده ایم؟! انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم. آماده نیستیم... هنوز در اطرافمان پر است از آدمهایی که درباره ی علت حمایتمان از نظام فعلی سوریه شبهه دارند. یعنی نمی فهمند خط مقاومت یعنی چه! به عنوان نمونه همین پایین ببنید هم پلاسی ها چقدر توجیهند!